تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
نكته است :

1 - واژه حلاوت ( شيرينى ) وخضرت ( سبزى ) را كه به حسّ ذايقه وباصره تعلّق دارد ، براي هر چه نفس از آن شكفته مىشود ولذّت مىبرد ، استعاره فرموده است ،

وجهت تشبيه اين است كه چشيدن شيرينى وديدن سبزه مانند ديگر چيزهاى لذيذ ، مطبوع ولذّت بخش است . واين كه تنها به لذّت حاصل از اين دو حسّ اشاره فرموده براي اين است كه لذّتى كه از طريق اين دو حسّ به دست مىآيد در مقايسه با ديگر حواسّ بيشتر ، وبه وسيله آنها التذاذ نفس زيادتر است . ( 22516 - 22496 )

2 - دنيا را چنين توصيف فرموده است كه در لابلاى شهوتها قرار گرفته ومحفوف به آنهاست ،

ونيز در حديث آمده است كه : حفّت الجنّة بالمكاره ، وحفّت النّار بالشّهوات ، يعنى بهشت ، در ميان ناگواريها ، وآتش در درون شهوتها قرار داده شده است ، برخى از أصحاب تأويل گفته‌اند : اين حديث هشدارى است بر اين كه آتش ، همين دنياست ، ومحبّت آن پس از جدايى از دنيا عذاب آن است ، من در پاسخ اين توجيه مىگويم كه : چنين معنايى از گفتار امام ( ع ) فهميده نمىشود ، ليكن در حديث مذكور ممكن است مراد ، آتش غير محسوس باشد كه در اين صورت ، قريب به گفتار اين گروه خواهد بود ، وهم امكان دارد كه منظور همين آتش محسوس باشد ، وبنا بر هر دو فرض كوشش در ارضاى تمايلات وشهوات ، وتلاش براي كسب لذّات موجب دخول در آتش ، واستفاده از آنها در حدّ متعادل وشايسته موجب خروج ورهايى از آن خواهد بود ، وچون مانند اين است كه شهوتها ورغبتها دنيا را از هر سو در ميان گرفته وآن را احاطه كرده‌اند وجز از طريق شهوات ، راهى به سوى آن نيست ، محفوف به شهوات گفته شده است ، منظور از عاجله در جمله تحبّبت بالعاجلة لذّات موجودى است كه به سبب آنها ، دلها به دنيا مايل مىشود ودوستى آن را پيدا مىكند ، از اين رو به زنى كه به مال وجمال خود ، اظهار دوستى ودلربايى مىكند تشبيه ، وواژه تحبّب براي آن استعاره شده است ، جمله راقت بالقليل نيز همين مفاد را دارد ، يعنى با مايه اندك خود ، كه در