داد ، چه بسيارند كساني كه به آن اعتماد كردند ، وآنان را دردمند ساخت ، وكساني كه به آن آرامش يافتند وآنان را بر زمين زد ، وچه مردان با عظمت وشكوهى را كه خرد وزبون گردانيد ، وچه فخر فروشان ومتكبّرانى را كه به خاك مذلّت افكند ، قدرت ودولت آن در گردش وناپايدار ، وزندگى آن تيره ومكدّر است ، گوارايش شور ، وشيرينش تلخ ، وطعامش زهرناك وريسمانهاى خرگاه وجودش پوسيده است ، زندهاش در تير رس مرگ ، وتندرستش در معرض بيمارى است ، ملك ودارايى آن از دست مىرود ، وقدرتمند آن مغلوب ، وثروتمند آن دچار نكبت مىگردد ، وهمسايهاش غارتزده مىشود .
آيا شما در جاهايى كه پيشنيانتان سكنى كرده بودند مسكن نگزيدهايد ؟ همانانى كه از شما عمرشان درازتر ، وآثارشان پايدارتر ، وآرزوهايشان بلندتر ، وشمارشان بيشتر وآمادهتر ، وسپاهشان انبوهتر بود ؟ ! دنيا را پرستش كردند چه پرستشى ، وآن را برگزيدند چه برگزيدنى ! سپس از آن كوچ كردند ، بىآن كه توشهاى از آن بردارند كه آنان را به منزل برساند ، ويا مركبى داشته باشند كه راه را بدان بسپرند ، آيا به شما خبر رسيده كه دنيا در برابر اين زيانها به آنها غرامت وفديه داده ، ويا كمكى به آنها كرده ، ويا براي آنها همنشين خوبى شده است ، بلكه بر عكس ، آنها را در زير فشار حوادث قرار داده ، وبا مصيبتهاى سخت خوارشان ساخته ، وبيني آنها را به خاك ماليده ، ودر زير سمّ مركب حوادث لگد كوبشان كرده ، وگردش روزگار را بر ضدّ آنها بر انگيخته است .
شما قطعا ديدهايد كه دنيا نسبت به كساني كه به خاطر آن ، خويش را پست كردند وآن را برگزيدند ، وبه آن دلگرم شدند ، چگونه رخ درهم كشيد ، وبا آنان بيگانه شد ، تا آن گاه كه براي هميشه از آن كوچ كردند ، آيا جز گرسنگى به آنها توشهاى ، وجز فشار وتنگى به آنها منزلگهى داده ، وجز تاريكى ، چراغى براي آنها افروخته ، وجز پشيمانى چيزى براي آنها فرآهم كرده است ؟ آيا شما هم مىخواهيد چنين دنيايى را برگزينيد ؟ يا به آن اطمينان كنيد ؟ يا به آن حرص ورزيد ؟ به راستى بد سرايى است براي
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 148
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص١٤٨