علي بن آدم ، وعلم في القلب فذلك العلم النّافع يعنى : « دانش دو گونه است :
دانشى كه بر زبان جارى است ، واين برهان خدا عليه فرزند آدم است ، وديگر دانشى است كه در دل جاى دارد ، وآن دانشى كه سود مىدهد همين است » ، مراد اين است كه اين گونه دانش موجب فرمانبردارى خدا ، وعمل به أوامر ونواهى اوست .
2 - اين كه افسوس وحسرت براي چنين دانشمندى لازمتر وسزاوارتر مىباشد ، بدين سبب است كه جاهلان ، آگاه نيستند كه به علت جهالت وغفلت ، چه مدارج كمالى را از دست مىدهند ، وپس از مردن ، اگر چه از نعمتهاى بهشت محروم ، واز آنچه خداوند براي دوستان آگاه خود آماده ساخته محجوبند ، ولى چون لذّات بهشت را نديده ، وحلاوت معرفت إلهي را نچشيدهاند ، افسوس وحسرت آنها بر اين حرمان ، واسف واندوه آنان بر كوتاهى وتقصيري كه در تحصيل اين مدارج كردهاند زياد نيست ، بر عكس كسى كه به مسائل مزبور آگاه ، وبه برترى نعمتهاى آخرت در مقايسه با لذّات دنيا دانا باشد ، پس از مرگ هنگامى كه در مىيابد آنچه أو را از رسيدن به لذّتهاى آخرت باز داشته ، واز وصول به درجات قرب خداوند محروم ساخته ، كوتاهى وتقصير أو در عمل به دانش خود بوده ، با توجّه به اين كه مىدانسته در صورت تقصير در عمل چه كمالات ودرجاتى را از دست خواهد داد ، تأسّف واندوه أو هر چه بيشتر ، وحسرت أو از هر كس زيادتر خواهد بود . اين قضيّه مانند اين است كه كسى ارزش گوهر گرانبهايى را بشناسد ، وبداند كه با چه مبلغى مىتواند آن را به دست بياورد وتوان آن را دارد ، سپس به جاى كوشش در تحصيل آن به بازى سرگرم شود ، تا اين كه فرصت از دست أو برود ، در اين صورت آه وافسوس أو شديد وپشيمانى وى از كوتاهى وتقصيري كه در اين راه كرده است ، بسيار خواهد بود ، امّا كسى كه ارزش گوهر را ندانسته چنين حسرت وندامتى نخواهد داشت .
3 - وهو عند اللّه ألوم ، يعنى : عالمي كه دانش خود را به كار نبسته ، نزد
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 143
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص١٤٣