ديدهاش پنهان باشد ، مبادا از آن لباس فاخرى برگيرد ، يا درنگ در آن را آرزو كند ، احكام إلهي را به شايستگى تبليغ فرمود ، وعذرى براي مردم باقي نگذاشت ، امّت را بيم واندرز داد ، وآنان را به بهشت دعوت وبه آن مژده داد .
ما شجره نبوّت ، وكانون رسالت ، ومركز آمد وشد فرشتگان ، وكانهاى علم ، وسرچشمههاى حكمت هستيم ياور ودوستدار ما در انتظار رحمت إلهي ، ودشمن وبدخواه ما آماده خشم وكيفر اوست . »
[ شرح ]
( 22231 - 22205 ) اين بخش از خطبه روايت واقتصاصى « 21 » از حال وصفات پسنديده پيامبر گرامى ( ص ) است ، كه امام ( ع ) آن را أساس گفتارى كه پس از آن در باره فضايل ومناقب خود وساير أهل بيت ( ع ) ايراد فرموده ، قرار داده است .
حقير وكوچك شمردن دنيا ، وسبك وبىاهميّت جلوه دادن آن ، اشاره است به اين كه پيامبر گرامى ( ص ) با بيان زشتيهاى دنيا وشمردن معايب آن ، مردم را از گرايش به دنيا ودوستى آن دور مىكرد وبه سوى خود مىكشانيد . جمله اهوانه بها ( آن را خوار مىداشت ) كناية از زهد وبىميلى آن حضرت به دنياست ، واين كه فرموده است پيامبر أكرم ( ص ) دانا بود كه خداوند از روى اختيار دنيا را از أو دور داشته ، اشاره است به اين كه زهد وبي رغبتي آن بزرگوار در دنيا به سبب اين بود كه مىدانست خداوند همين شيوه را براي أو برگزيده واسبابش را براي وى فرآهم فرموده است ، وآنچه را خداوند براي أو خواسته واراده فرموده بنا بر مصلحت اوست تا اين كه نفس وى براي احراز كاملترين رسالتهاى خداوند آماده گردد ، وبتواند وظيفة سنگين خلافت إلهي را در روى زمين عهدهدار شود ، ونيز آگاه بود كه حق تعالى دنيا را از جهت حقارت وپستى آن ، براي غير أو فراخ وگسترده ساخته
هامش
( 21 ) اقتصاص يكى از فنون بلاغت است ودر اصطلاح عبارت از اين است كه گوينده براي اثبات وتأييد مطلوب خود شرح كوتاهى به صورت داستان ذكر كند . منطق مظفّر ( مترجم )