چون خروج ورهايى از آتش جهنّم تنها از طريق توبه وترك معصيت ، ورو آوردن به سوى خدا وتفكّر در آيات أو وتوجّه به عبرتهاى سودبخش ميسّر است ، وبدن وحواسّ طرق وأبواب بازگشت به سوى خداست وچون پس از مرگ اين راهها ودرها بسته مىشود ، كافران بايد در پشت اين درهاى بسته براي هميشه در سختيهاى عذاب وشدايد سوزش آتش باقي بمانند ، شعلههاى سوزان ونهيب خروشان وفرياد هولانگيز آتش ، استعاره از أوصاف آتش محسوس اين دنياست كه خود نيز رعبآور وسهمگين است ، براي آتشى كه غير محسوس است ، وبىشكّ بسيار شديدتر وافروختهتر مىباشد ، كه از آن به خداوند پناه مىبريم ، واين كه امام ( ع ) در بيان أوصاف آتش جهنّم ، رجوع به صفات آتش محسوس فرموده ، به سبب غفلتى است كه از چگونگى آتش آخرت وجود دارد ، وأكثر مردم جز از طريق توجّه به أحوال آتش دنيا نمىتوانند آن را تصوّر كنند ، اين كه فرموده است ساكنانش از آن جا كوچ نمىكنند مراد خلود وهميشه ماندن آنها در آتش است واين در حقّ كافران صادق است ، واژه أسير وفديه استعاره است ، همچنين واژه كبول كه به معناى در غلّ وزنجير كشيدن است براي هيأت بدني متحقّق از حقيقت نفوس آنها استعاره شده است ، وهمان گونه كه قيد وزنجير آهنين ومحكم شكسته نمىشود ، وكسى كه دچار آن است از آن رهايى نمىيابد ، همچنين نفوسى كه در قيد وبند هيأتهاى بدني زشتى گرفتار شدهاند ، نمىتوانند در فضاى بىكران جلال وعظمت إلهي حركت كنند ، ودر بهشت قدس أو به گردش پردازند ، ومقامات برگزيدگان أو را تماشا كنند ، وچون مرگ عبارت از جدايى از بدن است ، ديگر پس از مردن براي آنها مرگى نيست ، زيرا پس از جدايى از بدن براي آنها بدني نيست ، واز عذابي كه بر اثر ملكات زشتى كه دامنگير نفوس آنهاست ، وواقعيّت آنها را تشكيل مىدهد راه رهايى ندارند .
بارى تأويلات منحرفان در باره اين عبارات روشن ونصوص صريح وارده از شرع كه از آن به اسرار تعبير مىكنند ، كم وبيش همينهاست ليكن چنان كه
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 121
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص١٢١