تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
نظر أو متبدّل شود وعالم جسم وجسمانيّات برايش زمين ، وجهان بالا برايش آسمان گردد . 2 - چون همه موجودات مادّى كه در خطبه به آنها اشاره شده است در زير يوغ امكان ، ودر قبضهء قدرت خداوند قرار دارند ، اگر نسبت انشقاق وانفطار ( شكافته شدن ) ولرزش وپراكندگى وجز اينها به اين موجودات داده شود أموري ذاتا ممكن وقابل تحقّق است ، هر چند از نظر علل وأسباب خارجي ممتنع وغير ممكن باشد ، از اين رو در موارد مذكور آنچه قابل امكان بوده مجازا تعبير به واقع شده است وروشن است كه مجاز از محاسن زبان عرب مىباشد ، وفايده آن در اين زمينه ، بيم دادن آدميان به آنچه پس از مرگ است ، وترسانيدن گنهكاران به عذابهاى هراس انگيزى است كه نام برده شده است . 3 - گفته‌اند : احتمال دارد واژه أرض ( زمين ) در اين فراز از خطبه استعاره شده است براي موجوداتى كه استعداد پذيرش فيض إلهي را دارند ، ودر اين صورت به حركت در آوردن آسمان عبارت است از حركات آن واتّصال ستارگانى كه در ايجاد استعداد وقابليّت در موجودات اين جهان مؤثّرند ، وشكافته شدن آسمان ريزش باران فيض است از جانب بارى تعالى بر سرزمين استعدادهايى كه به سبب اين عوامل ، قابليّت پذيرش آن را يافته‌اند ، ومنظور از لرزانيدن زمين آماده گردانيدن موادّ لازم براي اعاده أمثال اين بدنها يا پديد آوردن نوع ديگرى از مخلوقات پس از نابودى نوع انسان است ، وبركندن وپراكندن وكوبيدن كوهها بطور استعاره اشاره است بر اين كه اگر چنين تغييراتى واقع شود ، به اين منظور است كه موانع استعدادهاى لازم براي پيدايش نوع ديگرى از مخلوقات ويا تجديد بناى همين نوع انسان از ميان برداشته شود ، زيرا با بركندن كوهها وفرو ريختن آنها ، روى زمين هموار ومتناسب ، وزمينهاى قابل كشت ، مستعدّ ومعتدل مىشود وزمين آماده مىگردد كه براي ايجاد دوباره نوع انسان صورت ديگرى به آن داده شود .