است كه به اصلاح اخلاق آنها با حكمت وموعظه مىپردازم ، امّا شب هنگام كه باز مىگردند مانند پشت كمان كج شدهاند « 6 » اين جمله تشبيه معقول به محسوس است . انحراف آنها از زيبايى اخلاق وكجى فكر وانديشه معقول به كمان محسوس تشبيه شده است .
( 18756 - 18755 )
قوله عليه السلام : عجز المقوّم :
اين جمله إشارة بخود حضرت دارد واعترافي است كه آن بزرگوار بر ناتوانى خود در قوام بخشيدن به يارانش مىكند ( پيش از اين متذكّر شدم كه امام ( ع ) نمىخواست با ديكتاتورى آنها را به راه خير وا دارد . - م . )
( 18759 - 18757 )
قوله عليه السلام : وأعضل المقوّم :
يعنى نصيحتپذير كأرش مشكل است ودر معالجه ودواء به بن بست رسيده است . انحراف اخلاقى پيروان ، موجب گرديده بود كه توجّهى به نصايح دلسوزانه حضرت نداشته باشند ، ودل آن بزرگوار را بدرد آورند كه با اندوه وتأسّف بگويد . پند دهنده از نصيحت عاجز وپند شنونده از پند پذيرى درمانده است .
( 18804 - 18760 ) پس از بيان اين موضوع امام ( ع ) آنها را مورد خطاب قرار داده ومعايبشان را متذكّر مىگردد . شايد خرد وعقل اصحابش را از بي توجّهى به حقايق منصرف وبه تأمّل وفكر وادارشان كند . لذا اوصافى را به شرح زير براي آنها بيان مىكند .
- بدنهاشان حاضر وعقلشان غائب است .
- خواستههاى مختلفي دارند .
- امرا وفرماندهانشان بدانها مبتلى وگرفتار شدهاند .
سپس اصحابش را متوجّه رذليت با بخشوديشان كرده مىفرمايد : با وجودي كه من مطيع فرمان خدايم ، شما با دستورات من مخالفت مىكنيد وبا وجودي كه
هامش
( 6 ) كناية از سرعت تغيير عقيدة آنهاست . - م .