تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 855

مساهمون:

ص٨٥٥
كارهايى كه موجب طعن وملامت شود وارسته است . صفت دوّمى كه در ذاتشان ديده نمىشد . به هنگام بروز بلا برادران مورد اعتمادي نبودند ، يعنى برادرانى ، كه بگاه گرفتارى ونزول حوادث بتوان بدانها اعتماد كرد . سپس امام ( ع ) با اظهار دلتنگى بر عليه آنها در شكل نعمت خواهى دعا مىكند ومىفرمايد : « دستهايتان خاك آلود باد ! » كناية از اين است كه هيچ خيرى به آنها نرسد . ( 18910 - 18837 )

قوله عليه السلام : يا أشباه الإبل غاب عنها رعاتها كلّما جمعت من جانب تفرقّت من جانب آخر .

در عبارت فوق تشبيهى را به كار برده ومردم كوفه را به گلّه شترى كه ساربان نداشته واز هر سو متفرّق‌اند مانند كرده است ، وجه شباهت بيان رذيلتى است كه امام ( ع ) در وجود آنها سراغ داشت . نشانهء اين رذيلت تفرقه وپراكندگى بود كه بهنگام جنگ پيروان حضرت دچار آن بودند . سپس جدايى ونامأنوسى آن مردم را به جدا شدن زن از بچّه‌اش در هنگام ولادت تشبيه كرده است ، تا بيان اين مطلب بغيرتشان برخورد كند . تشبيه در مورد تسليم شدن زن به ولادت فرزند وجدا شدن از أو بيان كننده زمان ولادت ويا ملامت وطعنى است كه براي افراد آورده مىشود . امام ( ع ) پس از اين توبيخ به بيان فضيلت خود پرداخته ، تا دلهاى پيروان خود را قوّت بخشيده وميان آنها الفت برقرار كند ، وبيّنه روشنى كه امام ( ع ) از جانب خداوند بر عليه آنها عرضه مىكرد ، آيات كريمهء قرآن وادلّه وأضحى بود كه بر معرفت وجود حق تعالى واعتماد كاملى كه بر پيمودن راه خداوند داشت ، چنان كه خداوند متعال مىفرمايد :
قُلْ إِنِّي عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي
« 7 » . مقصود از « منهاج »
هامش
( 7 ) سوره انعام ( 6 ) آية ( 57 ) : بگو اى پيامبر من بر بينه‌اى از جانب پروردگارم هستم .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 855 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم