در ادامه مذمّت وبدگويى ، آنها را توبيخ مىكند كه گوش به سخن حكمتآميز وموعظهء بليغ آن حضرت ندادهاند وبدين سبب سزاوار ملامت شدهاند .
( 18754 - 18738 ) منظور حضرت از « أهل بغى » مردم شام ، پيروان معاويهاند ، و « أيادي سبا » ضرب المثلى كه به هنگام نهايت تفرقه جمعيّتى ، بدليل عدم اجتماعشان در مجالس ومحافل تصميمگيرى آورده مىشود .
« أيادي وسبا » دو كلمهاند مانند « معدى وكرب » كه بصورت يك اسم آورده مىشود . « سبا » قبيلهاى است از أولاد « سبا » فرزند يشحب بن يعرب بن قحطان . وأصل مثل در بارهء اين قبيله بدين طريق است كه أولاد سباء در كرانههاى سدّ مآرب زندگى مىكردند ، هنگامى كه سدّ مآرب در شرف تخريب قرار گرفته بود ، زن كاهنى بر ويراني سد آگاهى يافت ، وجريان امر را با شخصي بنام عمرو بن عامر ملقّب بمزيقيا در ميان گذاشت . عمر بن عامر قبل از خرابى سدّ مآرب وويراني آن ، باغات ، مزارع وأموال خود را فروخت وبه مكّه هجرت كرد .
امّا بقيّهء ساكنان منطقه دچار زحمت گرديده وعلّت را بدرستى نمىدانستند وبا تضرّع وزارى از كاهنه چارهء مشكل را مىخواستند . زن كاهن مشكلات آينده را وآنچه اتفاق خواهد افتاد به آنها خبر داده گفت : خرابى سد مآرب موجب تفرقه وجدايى ما خواهد شد . مردم در مورد آيندهء خود با كاهنه مشورت كردند . أو در نظرخواهى چنين گفت : آنها كه داراى همّتى بلند هستند ودر حمل ونقل سخت كوش ومقصدى تيز بينانه دارند به كاخهاى استوار ومحكم عمّان كوچ نمايند .
نياكان مردم عمّان همين گروه هستند . واز شما آنها كه چابك واستوارند وبر مشكلات روزگار مىتوانند شكيبا باشند ، سرزمين ووادى « نمر » را از دست ندهند . قبيله « خزاعة » همين گروه هستند .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 851
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٨٥١