تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 831

مساهمون:

ص٨٣١

محتمل است كه مقصود از : أفضل مستودع وخير مستقر ،

پيدايش وجودي أنبيا يعنى أصلاب پدران ورحم مادران باشد وكلام امام ( ع ) « تناسختهم » تفسير وتوضيح همين معنى باشد . ( 18330 - 18322 )

قوله عليه السلام : كلّما مضى منهم سلف قام بدين اللّه منهم خلف

اين جمله امام ( ع ) بضرورت وجودي وبعثت أنبيا ، پياپى بهنگام حاجت اشاره دارد . بر توضيح اين مطلب قبلا اشاره كرده‌ايم . ( 18364 - 18336 )

قوله عليه السلام : حتّى أفضت كرامة اللّه إلى محمّد ( ص ) إلى قوله امناءه

جملهء فوق اشاره به نهايت سلسلهء أنبيا ( ع ) است وكرامت خدا ، كناية از نبوّت مىباشد . ولفظ « معدن ، منبت ومغرس » براي سرشت پيامبر استعاره به كار رفته است وهر يك از اينها زمينه قبول وپذيرش نبوت مىباشند . جهت استعاره اين است كه حسب ونسب شايسته ، قابليّت وزمينه رشد شخصيت أنبيا را دارد ، چنان كه زمين قابليت بوجود آوردن معدن ودرخت ، شايستگى بارور شدن به ميوه‌هاى پاك وپاكيزه را دارد . روشن است ، اصالتى كه توانسته است مانند پيامبر اسلام را به بار آورد ، برترين معادن وبا ارزشترين أصل است . بنا به قولي منظور كلام امام ( ع ) از كرامت خدا « مكّه » است . خداوند آن را عزّت وشرافت ببخشد . قول ديگر اين است كه مقصود سخن امام ( ع ) خانواده پيامبر وفأميل اوست كه مورد كرامت خداوند قرار گرفته است وسپس از ميان قبيله وفأميل ، اخصّ واشرف يعنى پيامبر ( ص ) را بكرامت مخصوص گردانيده وفرموده است : از شجره‌اى كه پيامبران را از آن برآورده بود ، پيامبر اسلام را بوجود آورد . بنا بر اين لفظ « شجرة » را براي صنف أنبيا استعاره به كار برده است . همچنان كه درخت از ريشه‌اش با ارزشتر است . أنبيا نيز از فأميل وقبيله‌شان با اهميّت‌ترند . جهت استعاره اين است كه انصداع كناية از رويش فرع از أصل است چنان كه أنبيا از صنف بشر انشقاق وانشعاب يافته ، وشاخه درختان از ساقه آنها بر آمده