اين كلامي دارند كه مىفرمايند : يارى بعضي از شما از بعضي مانند يارى كردن برده از اربابش مىباشد هنگامى كه أرباب حضور دارد از أو فرمان مىبرد وهر گاه أرباب غايب شود از أو بدگويى مىكند ( أطاعت مردم از بنى اميّه نيز چنين است ) .
پس از بيان اين كه بنى اميّه مردم را تا سر حدّ برده تحقير مىكنند ، بتوضيح فراگير بودن فتنه آنها پرداخته فتنه آنها را محدود به يك يا چند مورد نمىداند واز ديدگاه حضرت فتنه بنى اميّه بسيار سخت ودشوار همچون قطعههاى ظلمانى شب فرا مىرسد .
بعضي كلمه « فتنه » را فتن بنى اميّه بصورت جمع قرائت كردهاند ، منظور جزئيّات شرور وبديهايى است كه در زمان دولت وحكومت آنها بر مردم وارد مىشد .
امام ( ع ) لفظ « شوهاء » را براي قبيح وزشت بودن عقلي وشرعي اعمال بنى اميّه استعاره به كار برده است . وجه شباهت منفور بودن رفتار آنهاست ، چنان كه مردم از چهره زشت متنفّرند از كردار بنى اميّه نفرت دارند .
لفظ « قطع » را براي تكرار فتنه وآشوب از ناحيهء حكومت بنى اميّه ، استعاره به كار برده است . چنان كه اسبهاى مهاجمين براي جنگ وغارت فوج فوج وارد مىشوند . جاهليّت بنى اميّه در كلام امام ( ع ) اشاره به عدم مطابقت رفتار آنها با قوانين عدل الهى است ، چنان كه حركات مردم دوران جاهليت چنين بود . نظر به همين معناست كه مىفرمايد : در زمان حكومت آنها پرچم هدايتي نيست وعلم ارشادي ديده نمىشود . يعنى براي رهبرى امام عدل وقانون حقّى كه از آن تبعيت شود وجود ندارد .
( 18205 - 18197 )
قوله عليه السلام : نحن أهل البيت منها بمنجاة ولسنا فيها بدعاة
يعنى تنها ما أهل بيت پيامبر از گناهكارى آنها بدور بوده ودر آن دخالتى نداشته وبه پيروى از