براي بيان اين حقيقت است كه عبادت بندگان خداوند در محاسبهء با عظمت حق تعالى واستحقاق واهليّتى كه براي ستايش دارد ، ناچيز است . بنا بر اين لازم است كه همواره سپاسگزار وثناگو باشيم ودر فرمانبردارى خداوند تكبّر نورزيم .
( 17844 - 17711 )
فصل چهارم در ستايش وتمجيد خداوند متعال آمده ،
زيرا كه خداوند انسان را براي شكرگزارى ونياز تضرّع بدرگاهش مورد خطاب قرار داده ، تا به عنوان پاداش ثناهاى گذشته وأوصاف نيكوى بي شمارش ، در صورت انجام وظيفة از وى راضى شود وأو را از توسل به غير بي نياز گرداند .
در اين فصل كلام امام ( ع ) اشاراتى است بشرح زير :
1 - قوله عليه السلام : أنت أهل الوصف الجميل والتّعداد الكثير : اين سخن امام ( ع ) اشاره به اين است كه خداوند متعال به دليل اين كه داراى شريفترين صفات دو طرف نقيض است ( به لحاظ ذات يگانه وبه لحاظ نعمتهاى فراوان متعدد ) مستحق توصيف ، وشايسته صفات نيك مىباشد چه در داشتن صفات نيك وجميل يگانه است وبه اعتبار ، بىشمارى ثنا وحمدش در رابطه هر جزئي از جزئيات نعمتهايش أو صاحب نعمتهاى زيادى است .
2 - قوله عليه السلام : وقد بسطت لي فيما لا أمدح به غيرك ولا أثنى به على أحد سواك عبارت امام ( ع ) اشاره به اين است كه خداوند به أو اجازه شكرگزارى وثناگويى أوصاف نيكى كه در حقيقت جز حق تعالى كسى دارنده آن أوصاف نيست داده است . وهيچ كس سزاوار نيست كه اين أوصاف بر أو اطلاق شود .
معناى اذن واجازه خداوند بر انجام شكر ، ممكن است اين باشد ، كه پروردگار شكر نيكو وستايش خود را الهام كرده باشد . زيرا در حقيقت نعمت دهندهاى جز أو نيست ، پس هيچ كس جز أو سزاوار ستايش مطلق نمىباشد .
مخاطب قرار گرفتن انسان بر اداى شكر از آية شريفه استفاده مىشود كه