تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 801

مساهمون:

ص٨٠١
خداوند معلوم وروشن است . 11 - خداوند بر تمام درّ ومرجانهايى كه صدفها در درون خود مىپرورانند وهر آنچه أمواج دريا ، مانند گوهرها وحيوانات به همراه دارند وحضانت مىكنند واقف است . لفظ حضانت را كه به معنى سرپرستى است به ملاحظه تشبيه كردن أمواج به حيواناتى كه بر تخم وبچّه‌هاى خود مراقبت مىكنند ، استعاره به كار برده است . 12 - حق تعالى بر جلوه‌هاى نور كه از تيرگى ظلمت بدورند مطلع است . لفظ « نور » استعاره از معارف وشناخت خداوند متعال بوده وضمير در « عليها » به زمين باز مىگردد ، ومقصود از قرارگاه نطفه رحم مادران است . لفظ « نقاعة » از جايگاه خون حيض استعاره است ، وچنان كه قبلا دانستى « مضغه » به بعضي از مراحل خلقت فرزند گفته مىشود ومنظور از « ناشئة الخلق » « ايجاد كردن آفريده‌هاست » 13 - قوله عليه السلام : لم يلحقه في ذلك كلفة إلى قوله ولا فترة كلفت ، كارى است كه انجام دهنده را بسختى ومشقت افكند واين مشقّت يا به دليل ضعف نيروى فاعل ويا ضعف وسيله كار ويا به دليل ناتوانى علمي است كه فاعل از تصوّر آنچه مىبايست انجام دهد داشته است ، وخداوند از تمام اين أمور پاك ومنزه است ، زيرا ضعيف بودن خداوند در هر يك از اين سه مرحله لازمه‌اش نيازمندى است ، وحق تعالى غنّى بالذّات وبي نياز است ؛ وهر يك از عوارض أمور فوق نيز از خداوند بدور است ؛ زيرا هر يك از موانع علوم ونفوذ آنها بر ذاتي مستلزم وجود جايگاه ومثليّت بر خداوند مىشود . در صورتي كه ذات بارى تعالى از مكان ومثل ومانند داشتن پاك ومنزّه است . ( با توضيح فوق روشن شد كه كلفت ومشقّتى بر حق تعالى عارض نمىشود ) امّا دليل عدم خستگى وملال خداوند اين است ، كه مفهوم ملال و