تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 798

مساهمون:

ص٧٩٨
الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ « 41 » . پس آگاهى بر حقيقت ابتلاء فوايدى را بدنبال دارد امّا اين كه چرا روزى بدين سان يعنى كم وزياد و . . . تقسيم مىشود ، وعمر طولانى ويا كوتاه است وعواقب وتبعات هر يك كه عبارت از سختى ودشوارى ويا آسانى ويا حزن واندوه وخوشحالى باشد پديد مىآيد ، علل واسبابى دارند كه بر تحقيق كنندگان پوشيده است وبه قضاى الهى واراده خداوند موكول مىشود . پس آنچه خير ونيك شمرده شود داخل در اراده كلى حق تعالى كه همانا خير مطلق بالذّات است مىباشد وآنچه شر وبدى به حساب آيد بالعرض داخل در قضاى الهى است آن طورى كه در محلّ خود اين حقيقت شرح وتوضيح گرديده ودانسته شده است « ونيازى به تطويل وتفصيل بيشترى نيست » . ( 17709 - 17461 )

فصل سوم در ستايش حق تعالى است به اعتبار اين كه أو داناى به همه چيز است ،

از جملهء جزئيّات علم خداوند اين است كه نهفته وباطن اشخاص را مىداند وبر جنين ، رحم ونطفه در اسلاب آگاهى دارد . در كلام امام ( ع ) كه فرمود : عالم السّر من ضماير المضمرين تا ناشئة خلق وسلالة ألفاظ مشكلى وجود دارد كه ذيلا به شرح آنها اشاره مىكنيم . 1 - فرمود : خواطر رجم الظّنون ؛ چون گمان باطني انسان به مظنونى تعلّق مىگيرد كه ممكن است حقيقت نداشته باشد ، در اين صورت اين تعلّق شباهت ، به رجم وسنگ اندازى بيجا پيدا مىكند ، به همين لحاظ لفظ رجم را ، براي گمان استعاره به كار برده است . در بارهء اين كه چرا كلمه علم را بجاى ظن وگمان
هامش
( 41 ) سوره بقره ( 2 ) آية ( 155 و 156 و 157 ) : صابرين را نويد آمرزش بده آنان كه هرگاه مصيبتى بدانها رو مىآورد مىگويند بازگشت ما به سوى خداست از جانب پروردگارشان رحمت خداوند بر اينان باد هدايت يافتگان همينان هستند .