عنصرى است ( فرشتگان تركيب عنصرى ندارند ) ؛ به لحاظ مطلوبشان هم پايان ناپذير است ، زيرا مطلوب وخواست آنها پس از تصوّر عظمت حق ، معرفت خداوند مىباشد ، وچنان كه دانستهاى مراتب وصول بحق پايان ناپذير ونامتناهى است به همين دليل بمنظور ستايش فرشتگان امام ( ع ) زمينهء تضرّع آنها را بدرگاه حق ، سلب ناشدني دانسته ، ولازمهء آن پايان نيافتن تضرّع وعبادت آنها در درگاه خداوند مىباشد .
( 16756 - 16749 )
23 - قوله عليه السلام : ولا أطلق عنهم عظيم الزّلفة ربق خشوعهم :
تقرّب جويى فراوان فرشتگان بخداوند ، گردنشان را بريسمان خضوع بند آورده وآزادشان نگذاشته است .
از ويژگى نزديكان به سلاطين دنيا اين است ، كه هر قدر شخص به پادشاه نزديكتر شود ، قوّت نفس بيشترى يافته وهيبت سلطان در نظرش كمتر مىشود .
چنين بازتابى بدين لحاظ است كه مدّت پادشاهى ، شاهان دنيا تمام شدني است وبعلاوة سلطنت براي آنها امرى اكتسابى است ( نه حقيقي ) ؛ نزديك شوندگان به سلطان تصوّر همانند بودن خود را با پادشاه دارند . پس رسيدن به پادشاهى را مانند سلاطين براي خود بعيد نمىدانند . ولى سلطنت خداوند بلحاظ عظمت وعزّت وعرفان نامتناهى است ، بنا بر اين عارفي كه خواهان تقرّب بخداست ، هرگز تصوّر تخفيف يافتن هيبت حق تعالى را نكرده وخشوع وعبادتش نسبت بخداوند نقصان نمىيابد . بلكه هر چه معرفتش در بارهء حق سبحانه وتعالى افزون شود عظمت وبزرگى خداوند را در نفسش بيشتر احساس مىكند ، زيرا در سلوك ، عظمت خداوند ، با معيار وميزان عرفان محاسبه مىشود . بنا بر اين هر تغييرى كه در سر منزل عرفان پديد آيد ، عظمت آفريدگار بيشتر دانسته مىشود وبه همين نسبت ، يقين قلبي عارف كاملتر مىگردد ، ونقصان وكمبود ذاتي خود را بهتر درك مىكند ، وبدين سبب خشوعش كامل ، وخضوعش شدّت مىيابد .