ويا فاعل فعل كلمهء « وساوس » است ؛ در اين صورت نسبت دادن طمع به وسوسه نسبت مجازى است ، چنان كه در كلام حق تعالى نيز چنين است آنجا كه مىفرمايد :
وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها
« 2 » منظور از « رين » غلبه يافتن شكهايى است كه لازمهء وسوسههاست تا خرد فرشتگان را بپوشاند ، وچشم باطنشان كه جلوههاى حق وپروردگارشان را مشاهده مىنمايند از كار بيندازد . طمع نبستن وسوسهها ويا شياطين در فرشتگان به اين دليل منتفى است كه أسباب آن يعنى نفس امّاره در آنها منتفى است .
( 16661 - 16645 )
18 - قوله عليه السلام : منهم من هو في خلق الغمام إلى قوله لأبهم :
بعضي از فرشتگان در كار خلقت ابرها هستند . اين تقسيم كه امام ( ع ) انجام مىدهد ، مربوط به مطلق ويا جنس فرشتگان است وآنچه تاكنون از أوصاف آنها گفته شد ، مخصوص فرشتگان آسمان بود .
در شريعت به ما رسيده است كه در ابرها فرشتگانى قرار دارند كه خداوند را تسبيح وتقديس مىكنند . در كوهها ومكانهاى تاريك نيز فرشتگانى حضور دارند . البتّه اينان ملائكة زمين هستند . ويقينا آنچه ، در خطبهء أول راجع به فرشتگان گفته شد ، دانستهايد ( پس نيازى به تكرار آن نيست ) .
( 16689 - 16662 )
19 - قوله عليه السلام : ومنهم من خرقت أقوامهم تخوم الأرض السفلى إلى قوله المتناهية :
برخى ديگر از فرشتگان گامهايشان تا منتهى اليه زمين پايين را شكافته ودر آنجا قرار دارد . بي شباهت نيست كه اين دستهء از فرشتگان آسمانى باشند .
لفظ « اقدام » يعنى گامها استعاره از دانش آنهاست كه بر تمام زمين پايين وأطراف آن إحاطة دارد وجه شباهت علوم با گامهاى روان وپوينده اين است كه علوم مورد علم يعنى معلوم را در مىنوردد ودر آن جارى مىشود وبه نهايت آن مىرسد .
هامش
( 2 ) سوره زلزال ( 99 ) آية ( 2 ) : زمين سنگينيهاى خود را خارج مىكند .