تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 729

مساهمون:

ص٧٢٩

[ لغات ]

( رهوات ) : جمع رهوه : شكاف وسيع . ( أيده ) : قوت ونيروى حق تعالى . ( بايده ) : هلاك شونده . ( مار ) : قبول حركت كرد . ( اشراج ) : جمع شرج ، دستگيره‌هايى كه به صندوقچه وجامه‌دان دوخته مىشود وبه آن وسيله صندوقچه نقل وانتقال داده مىشود وگاهى به نخها ورشته‌هايى اطلاق مىشود كه جامه‌دان را با آن مىدوزند . ( ارتتاق ) : چسباندن ، متصل كردن . ( نقاب ) : جمع نقب ، راه كوهستانى . ( ناط ) : آويخته . ( صدوع ) : شكافها . ( وشبح ) : با تشديد ، مشبك كرد . ( حزونه ) : امر مشكل ودشوار . ( در آرى ) : ستارگان روشن ودرخشان

[ ترجمه ]

« خداوند آسمان را بدون اين كه به چيزى آويخته باشد ، منظّم وپابرجا كرد ، شكافهاى وسيعش را به هم پيوست ، پست وبلنديهايش را هموار كرد وباز شده‌هايش را ، متّصل ساخت . ميان هر يك از آنها با آسمان ديگرى ، رابطه بر قرار كرد ( ثوابت وسيّارات را با قواى جاذبه ودافعه بهم ربط داد ) دشوارى بالا وپايين رفتن فرشتگان كه به امر خداوند اعمال بندگان را به آسمانها بالا مىبرند ، نرم وآسان ساخت . پس آسمانى را كه از دود بوجود آمده بود . فرمان داد تا بهم چسبيده ، ناپيوستگيهايش ترميم شود وپس از به هم پيوستن بخشهاى مختلف آسمان ، درهاى بسته‌اش را به روى أهل زمين بگشود . ( شايد مقصود از گشودن درهاى آسمان نزول باران رحمت باشد ) . ( آن گاه ) بر سر هر رهگذر ومعبرى ، ( براي منع نفوذ شياطين ) از ستارگان فروزان در كمين گاهها نگاهبانانى گذاشت ، وبه دست توانمند خود آسمان را در ميان شكاف هوا ، از درهم فرو ريختن نگه داشت وبه آن نهيب زد ، تا در جاى خود درنگ كرده ، سر تسليم در برابر فرمانش فرود آورد . سپس خورشيد را نشانهء روشنى بخش روز وماه را كه داراى نوري كم‌رنگ وتاريك است نشانه شب قرار داد ( ماه گاهى أول شب وگاهى آخر شب از انظار مخفى است وسه شب ، آخر