خداوند دگرگونى بوجود مىآمد واين أمر محالى است .
( 16185 - 16178 )
قوله عليه السلام : ولم يستصعب إذ امر بالمضّى على إرادته :
چون خداوند آفريده را امر كرده است تا در جهت رسيدن به كمال مطلوب وجوديش برابر ارادهء وى حركت كند وحكمت الهى نيز أو را به سمت نهايت مطلوبش به پيش مىبرد ، تخلّف پديده از حركت در غير آن جهت ممكن نيست وسرپيچى از دستور وفرمان محال است .
امر كردن خداوند به پديده ، اشاره به اين است كه أسباب كمال يافتن آن را مطابق قضاى الهى تا رسيدن به مطلوب آماده مىسازد .
( 16192 - 16186 )
قوله عليه السلام : وكيف وإنّما صدرت الأمور عن مشيئته :
تقدير كلام حضرت چنين است « اى وكيف يستصعب » يعنى ، چگونه پديده از فرمان خداوند سرپيچى مىكند ؟ ( هرگز نمىتواند تخلّف وسرپيچى نمايد ) پس از بيان عدم امكان سرپيچى وتخلّف آفريده از دستورات الهى ، به علت عدم امكان سرپيچى وفرمانبردارى سريع وتسليم بودن در برابر فرمان حق متعال اشاره كرده ، ودليل آن را مستند بودن تمام آثار مخلوق به مشيّت پروردگار مىداند . زيرا هر اثرى لزوما از مؤثّر خود تبعيّت مىكند ، وتمام پديدهها در سلسلهء نياز وحاجت به اراده حق تعالى متّكى هستند ، ووجوبا از آنجا مدد مىگيرند ، حقيقت اين موضوع در علم الهى باثبات رسيده است .
( 16221 - 16193 )
قوله عليه السلام : المنشىء أصناف الأشياء إلى قوله عجائب الأمور :
پيش از اين در شرح خطبهء أول توضيح اين مطلب كه : روش ، فكر وانديشه وتجربه ، از چيزهائى است كه بانسان مربوط بوده وبوى اختصاص دارد ، گذشت . واين كه بارى تعالى از تمام اين ويژگيها در زمينهء ايجاد وآفرينش پديدهها پاك ومبرّا است .
( يعنى خداوند بدون الگو ومدل ، فكر وانديشه وتجربه موجودات را آفريده است ) در خلقت وآفرينش از شريك داشتن نيز بدليل برهان توحيد چنان كه