تنها جهت فوقيّت را براي أو ثابت دانستهاند در حقيقت اين طايفه چيزى جز موجود حسّى وخيالي ، نتوانستهاند درك نمايند ، تا أو را از سمت وجهت مبرّا وپاك بدانند .
صنف سوّم ، با أنوار خداونديى كه مقرون به قياسات عقلي فاسد وتاريك است از شناخت حق در حجاب ماندهاند وخدايى را پرستيدهاند كه شنوا بينا ، متكلّم ، عالم وتواناست واز اين كه در سمتى باشد منزّه وپاك مىباشد . ولى صفات خداوند را همچون صفات انساني دانستهاند . وبعضي از آنها بدين حقيقت تصريح كرده وگفتهاند كه كلام خداوند مانند سخن گفتن ما داراى صداست وبعضي عميقتر انديشيده وگفتهاند كلام خداوند داراى صوت وحرف نيست بلكه مانند حديث نفس وتصوّرات ذهني ما مىباشد . بدين دليل است كه اگر سخنشان مورد تحقيق قرار گيرد هر چند اين حقيقت را بزبان منكر مىشوند ، ولى كلامشان ، معناى تشبيه را دارد وآنها چگونگى اطلاق اين ألفاظ را بر خداوند درك نمىكنند ، ولذا ، اين طايفه نيز به لحاظ آميختن أنوار الهى با تاريكيهاى قياسات عقلي از شناخت حقيقت وعرفان الهى در حجاب قرار دارند .
قسم سوم : كه نور خالص حجابشان باشد خود به أصناف بىشمارى تقسيم مىشوند كه ما به سه صنف آنها ذيلا اشاره مىكنيم .
صنف اوّل از اين سه صنف كساني هستند كه معناى صفات « شنوا ، بينا ، توانا و . . . » را مىدانند ، وميان به كار بردن اين صفات بر خداوند وانسان فرق مىگذارند . امّا از تعريف خداوند بدين صفات خوددارى مىكنند وحق تعالى را با نسبت دادن به ديگر مخلوقات معرّفى نموده ومىگويند : پروردگار ما ، آفريدگار آسمانها وزمين است ، وجز أو خدايى را باور نداريم پروردگار ما از مفهوم ظاهري اين صفات پاك ومنزه است ، أو بحركت در آورنده آسمانها واداره كننده نظم آنهاست .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 704
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٧٠٤