تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 701

مساهمون:

ص٧٠١
أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ
« 5 » . وپيامبر ( ص ) در اين باره فرموده است : « هواي نفس منفورترين خدائى است كه بر روى زمين پرستيده شده است « 6 » . » دو صنف ، فوق الذّكر ، به گروههاى فراوانى تقسيم مىشوند كه نياز به ذكر تمام آنها نيست . قسم دوّم : يعنى افرادى كه حجابشان از ادراك حقيقت ، نور آميخته بتاريكى باشد ، به سه صنف تقسيم مىشوند . الف : منشأ حجابشان از حقيقت ظلمت حسّ باشد . ب : منشأ حجابشان از درك حقيقت صور خيالي باشد . ج : منشأ حجابشان قياسهاى عقلي فاسد باشد . صنف أول كه منشأ حجابشان از دريافت حقيقت ، تاريكى حسّ باشد به چند طايفه تقسيم مىشوند . طايفهء اوّل بت‌پرستان هستند ، اين گروه اجمالا مىدانند كه پروردگارى دارند وواجب است كه أو را بر جان خود مقدّم دارند . واعتقادشان اين است كه أو از هر چيزى گرانقدر وارزشمندتر است ، ولى آنها در حجابى از ظلمت حسّ قرار گرفته‌اند ونمىتوانند در اثبات پروردگارشان از جهان محسوسات فراتر روند . بنا بر اين از گرانبهاترين جواهرات ، مانند طلا ونقره وياقوت ، مجسّمه‌هايى را در زيباترين صورت مىسازند وآنها را به عنوان خدا مىپذيرند . ( به همين دليل است ) اگر چه روشنايى عزت وجلال صفات خداوند آنان را در حجاب دارد . اما آنها عزّت وجلال را در پيكره‌هاى محسوس قرار مىدهند . پس حجاب آنها نورانيّت آميخته بتاريكى محسوسات است ، چه حسّ نسبت بعالم معقولات
هامش
( 5 ) سوره جاثيه ( 45 ) آية ( 23 ) : آيا كسى كه هواي نفسش را خداى خود قرار داده است ديده‌اى . ( 6 ) الهوى ابغض اله عبد على وجه الأرض .