« بر انگيخته شدهام تا به اندازهء عقل مردم با آنها صحبت كنم » هر عقلي فراخور توان خود از حجابهاى غيب را كنار مىزند . وفراتر از آن ناتوان است واعتراف به عجز دارد ، تكليف چنين كسى همان مقدارى است كه بتواند رفع حجاب كند ، وبه همين نسبت از راسخين در علم به حساب مىآيد .
با اين توضيح ، راسخ در علم مرتبهء واحدى كه عبارت از تقليد ظواهر شريعت واعتقاد به صحّت آنها باشد ، نيست . بلكه پيروى از ظاهر شريعت اولين مرتبه از مراتب رسوخ در علم مىباشد . ودر ورأى اين مرتبه ، بر حسب مراتب سلوك ونيرومندى سالكان بر رفع حجاب انوارى كه بدان اشاره كرديم ، مراتب بي نهايتى است . سخن امام ( ع ) نيز با آنچه ما گفتيم نه تنها منافاتى ندارد ، بلكه بر آن وجهي كه شرح كرديم صدق كلّى دارد . وبر اين كلام امام ( ع ) كه فرمود : « ترك تعمّق در مواردى كه بر تحقيق آن مجاز نيستند رسوخ در علم ناميده مىشود » هم صدق مىكند ؛ زيرا كسى كه بعضي از مراتب سلوك را پيموده باشد واز پيمودن مقام فراتر باز مانده وذهن خود را از تعمّق در مراحل غير مجاز منصرف داشته است واز موضوعي كه بدليل ناتوانى از كشف ، مكلّف به بحث از آن نيست باز ايستد ، راسخ در علم است ، ( چون مقام خود را شناختن ويا فراتر ننهادن رسيدن بمقام دانش حقيقي است ) .
( 15866 - 15864 )
قوله عليه السلام : فاقتصر على ذلك :
يعنى بر آنچه كه كتاب عزيز بدان ناطق ، وسنت رسول ( ص ) بر آن دلالت دارد ، وپيشوايان هدايت دين بدان ارشاد مىنمايند بسنده كن .
( 15878 - 15867 )
قوله عليه السلام : ولا تقدّر عظمة اللّه على قدر عقلك فتكون من الهالكين ؛
يعنى آن كه عظمت خدا را با خرد خود اندازهگيرى كند ، اعتقادش اين خواهد بود ، كه عقلش مىتواند خداوند را درك نمايد وعلمش بر أو احاطه داشته باشد ! چنين كسى با عقل ضعيف وناتوان خود عظمت خدا را كوچك مىنمايد