سنت پيامبر ( ص ) وپيشوايان بر حق ، بر خداوند اطلاق كردهاند بي چون چرا قابل قبولند وتأمّل در آنها روا نيست وبدنبال صفات وخصوصياتى ، كه فكر وتحقيق در باره آنها منع شده است . نيز نبايد رفت ) پيگيرى شناخت صفات ممنوعه حق ، وكاوش در باره فهم آنها را بدين اشاره كه فعل شيطانى است منفور دانسته ، جايز نمىداند .
روشن است كه جستجو وتحقيق بيرون از حدّ شرعي ، كه گذشتن از آن نهى شده است ، بوسوسهء شيطانى وطبع حريصى است كه براي دستيابى به أمور ممنوعه ، همواره بيشتر تلاش مىكند .
بايد دانست كه اكتفا كردن بر اوصافى كه در قرآن وسنت وگفتار پيشوايان بر حق آمده ، نهايت حق خداوند متعال وچيزى است كه از انسان خواسته شده است ( بيش از اين افراد تكليف تحقيق ندارند ) با توجّه به اين كه خواست شارع مقدّس اسلام بهنگام وضع شريعت واستوار داشتن پايههاى آن ، الفت دادن قلب جهانيان بر قانون واحد ، ومتّحد ساختن آنها بر محور واحد بوده است ، تا بدان حد كه حتّى در اعتقاد به امرى كوچك وناچيز متفرّق وگروه گروه نشوند ؛ زيرا تفرقه چنان كه قبلا توضيح داده شد ، موجب ضعف دين ، وعدم همكارى بر تحكيم ديانت مىشود . بنا بر اين به مقتضاى حكمت واجب است ، كه كاوش وتحقيق بيش از آن كه شريعت مجاز دانسته است حرام باشد ، تا دستورات دين وشريعت در قلب مردم ثابت واستوار گردد ، وبحث پيرامون آنچه در ديانت مجاز شمرده نشده است . انسانها را از اعتقاد خارج نسازد ، كه شريعت را بكنارى افكنند ، واعتقاد بسيارى از مردمان ، بخاطر ورود در موضوعات غير مجاز ( معرفت بر كنه ذات خداوند وأمثال آن ) فاسد گردد ، زيرا در ميان مردم افرادى هستند ، كه آمادگى پذيرش غير ظواهر شريعت را ندارند ، وآنها كه مستّعد درك حقايق باشند ، نادر واندكند . هر چند
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 698
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٦٩٨