تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 658

مساهمون:

ص٦٥٨
انسان از آن نفرت پيدا كند . وبدين سان طعام دنيا وخوشيهاى آن ، در دورانى كه رسول در ميان مردم نباشد ، به دليل زيادى چپاول وغارت ودزدى وديگر أمور نامشروع نفرت‌انگيز مىشود . در چنين حالتي خوردن متاع دنيا شرعا جايز نبوده وناپاك شمرده مىشود وعقل از آن نفرت دارد واخلاق نيك آن را نمىپسندد . بدين لحاظ است كه آنچه از مال دنيا فرآهم شود ، در آلودگى وآميختگى بحرام شباهت به مردار پيدا مىكند وخوردن آن روا نيست . تفاوتى كه ميان مردار ، وحرام شرعي است ، مردار پليد حسّى وحرام شرعي پليد عقلي است . بدين جهت لفظ جيفه را براي طعام دنيا استعاره آورده است . احتمال ديگر در مورد لفظ « جيفه » اين است ، كه كناية از خوردن گوشت حيواني باشد ، كه در جاهليت بدون ذبح شرعي مصرف مىشده است ، ودر قرآن كريم خوردن چنين حيواني بصراحت حرام است آنجا كه مىفرمايد :
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ
« 1 » . منظور از « والموقوذة » كه در آية كريمهء قرآن آمده است حيواني است كه با چوب آن قدر بر سرش مىزده‌اند كه مىمرده ، ولى خون حيوان از بدنش خارج نمىشده است . وگمان مجوسيان اين بوده ، كه خوردن چنين گوشتى بهتر است . ومقصود از « مُترديّة » در آية شريفه حيواني است كه از بلندى سقوط كرده ومىمرده است واعراب جاهلي آن را حرام نمىدانستند بدليل اين كه در تمام موارد ياد شده ويا در بيشتر موارد ، حيوان متعفّن وگنديده مىشده ، صادق است كه در همه اين موارد بگوييم غذايشان مردار بوده است . 14 - در دوران فترت ونبود پيامبر ( ص ) ترس وحشت قرين زندگى مردم بوده است .
هامش
( 1 ) سوره مائده ( 5 ) آية ( 3 ) : بر شما حيوان مرده ، خون ، گوشت خوك وآنچه كه بدون نام بردن خدا ذبح شود وحيواني كه خفته شده وسرش كوبيده شود وبميرد حرام است .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 658 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم