5 - آتش جنگ در ميان آنها شعلهور شده است ، پيش از اين تشبيه كردن جنگ را به آتش توضيح داديم ( شارح ) وبه مناسبت همين تشبيه امام ( ع ) لفظ « تلظّى » را به عنوان استعاره به جنگ نسبت داده است ، وكناية از هيجان ورونق يافتن ستيز در ميان مسلمين ، در زمان فترت ، ونبودن پيامبر ( ص ) در ميان آنها مىباشد .
6 - ششمين ويژگى دوران فترت اين است كه دنيا تيره وتار شده ، وروشنايى آن به تاريكى گراييده است ، « واو » در جملهء : « والدّنيا كاسفة » « واو » حاليّه است ، يعنى همهء مشكلات جامعهء اسلامى در حالي است كه دنيا با نبود پيامبر نور خود را از دست داده است . نور دنيا كناية از وجود أنبياء وشرايعى است كه به وسيلهء آنها ، براي بشر صدور يافته ، ودر نهايت وجود أوليا وعلما را نتيجة داده است . اين عبارت امام ( ع ) استعاره بالكناية است ، وجه شباهت ميان نور ووجود أنبيا وشرايع الهى آن راهيابى است كه انسانها در هر دو مورد پيدا مىكنند ، يعنى چنان كه روشنايى موجب هدايت وراهيابى ظاهري مىشود وجود أنبيا واحكام شريعت سبب هدايت معنوي مىشود .
امام ( ع ) با به كار بردن كلمهء « كسوف » استعاره از ترشيحيّه كرده ، زيرا نبودن نور را به دليل تشبيه وجود پيامبر ( ص ) به خورشيد ، تعبير به كسوف وخورشيد گرفتگى كرده است .
7 - مردم فريب ظاهر دنيا را خوردهاند ، يعنى همهء مردم به دنيا مغرور ودر خواستههاى شهوانى خود غرق شدهاند ونيرنگهاى دنيا آنها را گول زده است .
8 - خداوند پيامبر اسلام را هنگامى فرستاد كه برگهاى درخت زندگى مردم عرب ، زرد واز دسترسى به ميوهء آن نااميد بودند . وآبى كه براي ادامهء حيات آنها لازم بود فرو رفته بود .
امام ( ع ) لفظ « ثمرة » و « ورق » را استعاره از لوازم زندگى وزينتهاى آن
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 655
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٦٥٥