آورده است . لفظ « اصفرار » ( زردى ) كناية از دگرگونى زيبايى وخوشيهاى مردم عرب در آن روزگار است ؛ زيرا زندگى اعراب به هنگام بعثت بيرونق وخوردنيهاشان زبر وخشن بود وچنان كه درخت زيباييهايش را با زرد شدن برگهايش از دست مىدهد ، وبيننده از نگاه آن لذتى نمىبرد ، اعراب از زندگى خود لذّت نمىبردند .
منظور امام ( ع ) از نااميدى در چيدن ميوه ، قطع شدن آرزوى عرب از رسيدن به حكومت ودولت ودستيابى به زيباييهاى آن مىباشد .
لفظ « ماء » در عبارت امام ( ع ) كناية از مواد أولية كالاى دنيوي وچگونگى بهره بردن از خوشيهاى آن است . فرو رفتگى آب ودر دسترس نبودن آن ، به معناى نبود سرمايه اوّلى وكناية از ناتوانى آنها در تجارت ونبودن كسب وكار وعدم حاكميت بر ادارهء شهرهاست ، گرفتارى اعراب به تمام اين مشكلات ، به سبب نظام غير عادلانهاى بود كه در ميان آنها رواج داشت .
واژههاى « ورق » ، « ثمرة » و « ماء » در كلام حضرت استعاره بالكناية به كار رفتهاند ، وجه شباهت واستعاره « ورق » براي سر سبزى زندگى اين است : چنان كه برگ براي درخت زيبايى بحساب مىآيد وبراي آن كمال شمرده مىشود ، لذّتهاى دنيا وخوشيهاى آن ، براي دنيا زينت است . وچنان كه غالبا مقصود از درخت وفايدهء آن ميوه است ، براي بيشتر مردم فايده مطلوب دنيا ، زندگى دنيوي وسود بردن از منافع آن مىباشد . وچنان كه مادّه اساسى براي درخت وزندگى آن آب مىباشد ، بقا وطراوت درخت به آب بستگى دارد ، خوشيهاى زندگى ولذّت آن به كسب وتجارت وصفت ، مربوط است . با اين كه اعراب در روزگار بعثت ، كسب وتجارت وصنعت خوبى نداشتند .
جهت استعاره وتشبيه در ديگر ألفاظ كلام امام ( ع ) بخوبى آشكار است ونيازى به تكرار نيست .
9 - نشانههاى هدايت در ميان مردم به كهنگى وفرسودگى گراييده بود .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 656
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٦٥٦