تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣

[ شرح ]

( 13306 - 13292 ) بايد دانست ، صراطي كه قرآن كريم بدان وعده داده ، هر چند در حقيقت آن اختلاف نظر است ولى امر مسلّمى است كه اعتقاد بدان واجب است . آنچه از ظاهر شريعت فهميده مىشود . وهمهء مسلمين وآنان كه معاد جسماني را اثبات مىكنند بدان معتقدند اين است كه صراط جسمي است در نهايت باريكى وتيزى وبر روى جهنّم كشيده شده ، وراهى است كه به بهشت منتهى مىشود ، وآنان كه خود را براي خدا خالص گردانيده‌اند از آن مىگذرند ، امّا آنان كه از فرمان خداوند سرپيچى كرده‌اند از دو طرف پل بداخل يكى از درهاى دوزخ سقوط مىكنند . حكما نيز به حقيقت اين پل اعتقاد داشته وآن را پذيرفته‌اند ؛ امّا اين تعريف كه ، صراط همچون مو ، باريك است تعريف ناصوابى است ، زيرا تشبيه كردن صراط به مو ، مانند تشبيه كردن مو ، به خط هندسي است كه حدّ فاصل ميان سايه وآفتاب . با اين كه خطّ هندسي ، نه از سايه به حساب مىآيد ونه از آفتاب . صراط بمنزلهء همان خطّى است كه ، عرض برايش نمىتوان تصوّر كرد . حقيقت صراط ، حدّ فاصل ميان اخلاق متضّاد مىباشد . مانند سخاوت كه حدّ وسط ميان ، ولخرجى وبخل ، شجاعت كه حدّ فاصل ميان بىباكى وترس ، ميان روى در خرج كه حد وسط ميان اسراف وسخت‌گيرى ، تواضع كه حدّ فاصل ميان تكبّر وپستى ، عفّت كه حدّ وسط ميان شهوت وبي ميلى جنسي وعدالت كه حد فاصل ميان ستمگرى وستمكشى است . حد وسط ميان اين اخلاق متضاد نكوهيده اخلاق پسنديده شمرده مىشود ؛ وهر يك از اخلاق حميده دو طرف افراط وتفريط دارند كه مذموم مىباشند . حدّ فاصل ميان افراط وتفريط ورعايت عملي آن از دو طرف متضاد در نهايت دورى وفاصله است كه در آن نبايد افراط وتفريطي باشد بدين توضيح كه چون فرشتگان بكلّى از صفات متضاد جدايند واز طرفي انسان هم نمىتواند خود را از اين صفات بكلّى جدا سازد ،