تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
ومطّلع نبوده‌اند وعلل وعوامل فراوان ديگرى وجود داشته كه آنها نمىدانسته‌اند ، حكمي كه مىداده‌اند ، ناقص بوده است ، ناقص بودن ، حكم كاهنان به وسيله پيامبران آشكار مىشده است ، زيرا مقصود از تشكّل خاص ستارگان براي أنبياء از طريق وحى روشن بوده است . ولى كاهنان چه قبل وچه بعد از نبوت رابطه‌اى با وحى نداشته واز درك علل وعوامل دخيل در حوادث بىخبر بوده‌اند . كاهنان كه داراى قواى نفساني خاصّى ، در جهت درك بعضي از أمور بوده‌اند ، همين درك مختصر از أمور ، آنان را براي درك بيشتر تحريك مىكرده است ، تا دانش خود را تكميل كنند ودر نتيجة با حركات ارادى خود مقاصد خويش را اظهار مىداشته‌اند وگاهى آنها را با أمور حسى ونشانه‌هايى مانند . فال ، پيشگويى ونظير اينها بروز مىداده‌اند ، وگاهى بيان اين عقايد واخبار همراه گفتارى موزون وتوام با حركات خاص ، خشنّ ، ودويدن تند وسريع صورت مىگرفته چنان كه نقل كرده‌اند كاهن تركى بدين طريق پيشگويى مىكرده است . بعلاوة شخصي براي من ( شارح ) نقل كرد كه خود شاهد كاهنى بوده است كه در زمان ما زندگى مىكرد وحدود بيست سال پيش از دنيا رفت . كنيه‌اش أبو عمر بود در ساحل دريا زندگى مىكرد وبه أو « قلهات » مىگفتند هرگاه از أو چيزى سؤال مىشد ابتدأ سر خود را به حركت در مىآورد ، بر حسب سؤالي كه مشكل يا ساده بود ، حركات شديد ويا آسانى انجام مىداد وسپس پاسخ سؤال را بيان مىكرد ، نقل شده است كه وى در بعضي از اخبار غيبى كه مىگفت از حركت سر كمك نمىگرفت . غرض از حركتي كه انجام مىداد ، دورى جستن از محسوسات ، وتسلّط يافتن بر نفس خويش براي انتقال يافتن به پاسخ بود ، واز تلقين شيء مورد نظر بر نفس وگذراندن آن بر خاطر وانجام حركت مخصوص سر