تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
اراده مىكرد كه جواب سؤال بر زبانش گذاشته شود . در بسيارى از موارد راست مىگفت ودر مواردى هم دروغ خبر مىداد چون واقف به تمام أمور نبود ، وبا تخمين وحدس جواب مىداد دروغ در مىآمد وموجب عدم اعتماد مىشد . در بعضي از موارد براي اين كه بازارش كساد نشود عمدا دروغ مىگفت ، رياكارى مىكرد ، از چيزهايى خبر مىداد كه خود باور نداشت ، چيزهاى غير قابل قبول را سرهم كرده تحويل مىداد . دروغ‌گويى وخيالبافيهاى كاهنان بر حسب نزديكى ويا دورى از مقام والاي انسانيشان متفاوت بود . چه به هر اندازه كه از مقام انساني بدور بودند از رسيدن به كمالات معنوي ودريافت بعضي از فيوضات جهان علوي محروم مىشدند . جهت امتياز كاهنان از أنبياء دروغگويى آنان بود كه ادّعاى آگاهى از أمور محال را داشتند اگر اتّفاقا موردى را راست مىگفتند موارد نادرى بود كه به مقتضاى درك اندك خود از حقايق جهان صورت مىگرفت ، از مواردى كه صدق گفتار آنها ثابت شده است . در مورد كار أنبياء بوده است كه پس از شناخت فضيلت أنبيا بدان اقرار كرده وتصديق كرده‌اند چنان كه روايت شده است طلحه وسواد بن قارب وأمثال اين دو از كاهنان زمان پيامبر اسلام ( ص ) آن حضرت را تصديق كردند . پس از توضيح معناى كاهن ، وچگونگى استخراج حكم به شرح فراز ديگرى از سخن امام ( ع ) مىرسيم كه فرمود : فأنّها تدعوا إلى الكهانة . . . يعنى منجّم در سرانجام كأرش خود را به منزلهء كاهن دانسته ادّعاى اخبار غيبى كرده واز پيشامدهاى آينده خبر مىدهد . امام ( ع ) براي تأكيد اين حقيقت منجّم را به كاهن تشبيه كرده مىفرمايد : المنجّم كالكاهن البتّه كاهن با منجّم فرق دارد . زيرا كاهن از حوادث آينده با