توجّه به قدرت نفسانيى كه دارد خبر مىدهد ، روشن است كه در فساد أفكار خلق وگمراهى آنان مؤثرتر از منجم است ومردم به كاهن از منجّم بيشتر اعتقاد دارند . ساحر نيز با كاهن فرق دارد . ساحر داراى قدرتى است كه در أمور خارج تصرّف مىكند . اثر كار ساحر بيرون از مدار كار شريعت وبراي مردم زيانآور است مثل اين كه ميان زن وشوهر جدايى مىاندازد وكارهايى از اين قبيل ، كه شرّ فزونترى بر آن از كار كاهن مترتّب است وفساد بيشترى در ميان مردم ايجاد مىكند . مردم به ساحر از كاهن بيشتر اعتقاد دارند . وفزونتر از كاهن تحت تأثير ساحر قرار مىگيرند ، زيرا بكارهاى ساحر اميدوارند وبه لحاظى از أو مىترسند .
ساحر با كافر نيز فرق دارد . كافر هر چند با ساحر وكاهن ومنجم از جهت انحراف از راه خدا ، شريك است امّا از همهء آنها وبخصوص از ساحران به لحاظ دورى از خدا ودينش بدتر است . لذا در سخن امام ( ع ) ساحر در زشتكارى به كافر تشبيه شده است . هر چند در فساد وتباهكارى هر چهار دسته مشتركند ولى فساد هر كدام به نسبت ديگرى شدت وضعف دارد .
كاهن در فساد از منجّم وساحر از كاهن وكافر از ساحر قويتر هستند .
بدين سبب امام ( ع ) منجّم را به كاهن به دليل فساد بيشتر كاهن ، وكاهن را به ساحر وساحر را به كافر تشبيه كرده است زيرا در تشبيه مشبّه به ، بايد از مشبه در جهت تشبيه قويتر باشد . در بحث قبل روشن شد كه هر چهار گروه ، در عدول وانحراف از حق وراه خدا مشتركند . يكى به دليل استناد به نجوم ، ديگرى به خاطر كهانت سوّمى به لحاظ عمل سحر وچهارمى از جهت كفر وحقپوشى ، كه مردم را از راه خدا باز مىدارند . هر چند از جهت شدّت وضعف كارشان با يكديگر اختلاف فراوان دارند .
امام ( ع ) پس از ايجاد تنفّر از فراگيرى علم نجوم وردّ احكام آن وپاكسازى ذهن يارانش بوسيلة ترس از عاقبت كار فرمان مىدهد كه براي
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 478
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٤٧٨