شتر ، اندكى شير به بچّه حيوان مىدهند ، وبدين قصد كه شتر اجازه دهد تمام شيرش را بدوشند . و « الوذام » ، جمع « وذمة » احشاى داخلي حيوان ، مانند شكنبه ، جگر وأمثال اينهاست كه به خاك آلوده شده باشد .
( 12060 - 12030 ) امام ( ع ) لفظ « تفويق » را براي بخشش اندك فرماندار كوفه سعيد بن عاص ، استعاره آوردهاند ؛ وجه شباهت در هر دو مورد بخشش اندكى است كه در دفعات مكرّرى صورت مىگيرد چنان كه به بچّه شتر مختصرى از شير مادر را مىدهند وسپس أو را كنار مىزنند وشير شتر را مىدوشند . باز مجددا بچّه شتر را مىآورند مختصرى از شير مادر را مىدهند وباز كنار مىزنند ، وما بقي شير شتر را مىدوشند حضرت مال اندكى كه از جانب أمير كوفه براي وى ارسال شده بود به شير مختصرى كه به بچّه شتر مىدهند تشبيه كرده ، ولفظي كه در دوشيدن شتر به كار مىرود براي بخشش مال اندك استعاره آورده است .
مقصود از « تراث محمّد ( ص ) فوايدى است كه به بركت وجود پيامبر ( ص ) براي مسلمين حاصل شد » كه در لغت به مال متروكه ميّت اطلاق مىشود .
پس از اظهار ناراحتى شديد از بر خورد نادرست سعيد بن عاص ، سوگند ياد مىكند كه در صورت زنده ماندن ، بنى اميّه را از رياست وحكومت بر مسلمين محروم خواهد كرد . كلمه « نفض » را براي دور كردن آنها از پايگاه قدرت ، استعاره به كار برده است ، بر كنار كردن بنى اميّه را از أمور اجرايى تشبيه كرده است به آنچه قصّاب از احشا واعضاى داخلي بدن حيوان را به دور مىاندازد وبه خاك ماليده مىشود .
عباراتى كه از امام ( ع ) در اين كلام آمده است به روايت صحيح همين بود كه ما ( شارح ) نقل كرديم نقل دوّمى هم در مقام روايت شده است كه قابل قبول نيست .
روتايت ديگرى در بارهء اين كلام امام ( ع ) با كمي نقصان وزيادى به طريق
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 458
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٤٥٨