تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
شخصي تاكنون راهى را كه به شدت تاريك است نرفته باشد ، دستورات شخصي را كه قبلا چندين مرتبه آن راه تاريك را رفته باشد أطاعت مىكند ودر آن مسير تاريك شخص آشناى به راه را به قصد نجات يافتن از تاريكى وسرگردانى راهنماى خود قرار مىدهد . در همين رابطه ميان أصحاب سلوك در اين كه آيا وجود شيخ براي سالك إلى اللّه ضرورت دارد يا خير ؟ اختلاف نظر است . بيشترين بر اعتقاد وجوب‌اند ووجود مراد را براي سالك ضروري مىدانند . از سخن امام ( ع ) نيز وجوب فهميده مىشود . ونيز گواه بر لزوم راهنما اين جمله است كه گفته‌اند . سالكان به وجود راهنما افتخار مىكنند ، چون هدايت كننده به منزله زبان عارفان وسر سلسله آنان مىباشد . فرازهاى ديگرى در سخنان امام ( ع ) بر همين وجوب گواهى مىدهد ، چه روشن است راهى كه سالك مىپيمايد با وجود راهنما به هدايت نزديكتر است وبدون هدايت كننده ، مضافا بر اين كه طولانى است خوف گمراهى نيز در آن هست . به همين دليل امام ( ع ) فرموده‌اند : آن كه دست به دامن هدايت كننده بزند نجات مىيابد زيرا نجات به راهنما بستگى دارد ما در كتاب مصباح العارفين دليل هر دو گروه را ، بر لزوم وعدم لزوم مرشد براي سالك نقل كرده‌ايم ، طالب تحقيق بيشتر مىتواند به آن جا رجوع كند . ( 11981 - 11980 ) 4 - مواظب اعمال ورفتار خود ، در برابر پروردگارش باشد . مراقبت يكى از نتايج ايمان در آن مرتبهء بزرگى از مراتب سالكان مىباشد . در بارهء مراقبت رسول خدا ( ص ) فرموده‌اند : « خدا را چنان پرستش كن كه گويا أو را مىبينى هر چند تو أو را نمىبينى ولى خداوند تو را مىبيند » خداوند مىفرمايد :
أَ فَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ
« 1 » وباز مىفرمايد :
يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ
« 2 » . امام غزّالى حقيقت مراقبت را ، حالتي نفساني كه نوعي معرفت وشناخت
هامش
( 1 ) سورهء ( 13 ) آية ( 33 ) : آيا خدايى را كه نگاهبان همه نفوس عالم با آثارشان اوست فراموش كردند . ( 2 ) سوره نساء ( 4 ) آية ( 1 ) : به تحقيق خداوند نگاهبان ومراقب شماست .