تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
از معرفت مقرر داشته وبر حسب استعدادش يادگيرى آن را واجب كرده است . حتّى منكرين ظاهري خداوند در قلب به وجودش معترفند ، به اين دليل كه نشانه‌هاى وجود وعلايم آفرينش عليه اظهار نظر منكرين گواهى مىدهند ، كه از جانب خداوند صدور يافته‌اند . عقل منكرين در بارهء آنچه مىبيند بروشنى ووضوح حكم مىكند كه اين آفريده‌ها نيازمند سازنده‌اى حكيم‌اند . تمام نشانه‌هاى هستى ، دل هر منكري را به اقرار واداشته وبه أو مىگويند كه انكارش بر مبناى هواي نفساني است كه از پندار غلطش ، پيروى مىكند . با اين كه قلبش وجود آفريدگار را تصديق دارد ، ونشانه‌هاى وجودي پروردگار وآثار علايم اقرار قلبيش را تأييد مىكنند . انكار منكرين بر دو گونه است : الف : انكارى كه مبناى تشبيهى دارد ، آنان كه خدا را به خلق تشبيه مىكنند ، هر چند در نوع تشبيه اختلاف نظر دارند . ولى در حقيقت تمامشان جزو منكرين شمرده مىشوند ، چه آن معنايى را كه اينان به عنوان خداوند تصور كرده‌اند وبطور قطع خدا مىگيرند ، با وجودي كه غير پندار خود را از خدا بودن نفى مىكنند ، معناى تصور شده آنها خدا نبوده ، در حقيقت خدا را نفى مىكنند . ب : انكارى كه بر نفى وجود صانع مترتّب است . هر دو گروه از جهتي خدا را انكار واز جهتي اثبات مىكنند . دسته اوّل : يا همان تشبيه كنندگان بصراحت خدا را اثبات مىكنند امّا لازمه اعتقادشان انكار وجود خداست . دستهء دوّم : به صراحت وبر خلاف نظريه خردمندان ، وجود خدا را انكار مىكنند ، ولى لزوما واز روى اضطرار خدا را في نفس الأمر قبول دارند . أمير المؤمنين ( ع ) نظر هر دو گروه را مردود دانسته ومىفرمايد : « خداوند بلند مقام‌تر است از آنچه كه تشبيه كنندگان ومنكران مىگويند . »
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 282 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم