تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
بصورت پرسش انكارى پس از كنكاش آنان از كار امام ( ع ) نفرينى بر عليه آنهاست كه بعنوان جنگ با خداوند اعلام شده است . جنگ با خدا ، كناية از دشمنى ودورى از رحمت خداوند است . روشن است كه فريب‌كاران حيله‌گر از رحمت خدا بدورند . پس از بيان لعن ونفرين ، سخن امام ( ع ) باين حقيقت اشاره دارد كه ، افتخار كردن آنها به زيركى در به كار بستن أنواع فريب‌كارى ، فضيلت وبرترى به حساب نمىآيد ، چه اين كه ، فريب كارى خيانت است ، افراد زيرك وتيزبين ، أنواع فريب‌كارى را بخوبى مىدانند ، ولى در عمل بدان اقدام نمىكنند ، زيرا از ناحيهء خداوند ، مانعى بر سر راه داشته ، ونهى كردن حق متعال از فريب‌كارى ، موجب ترك رذايل مىشود ، افراد با هوش وزيرك ، با شناخت راههاى حيله‌گرى آن را رها مىكنند . يعنى با وجودي كه فريب‌كارى را مىشناسند وبر انجام آن ، نيز توانايى دارند به دليل ترس وخشيت از خدا آن را ترك مىكنند . ولى كسى كه حيله را بشناسد واعتقاد به گناه بودن آن وتخريب پايه‌هاى دين نداشته باشد ، با امكان دست به انجام مىزند . اين دليل فضيلت حيله‌گر نيست . در حقيقت فضيلت از آن كسى است كه فريب‌كارى را ترك كرده ودين را استوار دارد . واژهء قلّب وحوّل اشاره به خود امام ( ع ) دارد ، زيرا سرشت بزرگوارانه آن حضرت اقتضاى ترك فريبكارى وحيله‌گرى را داشته است .