تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
راه حيله وچارهء فريبكارى را بخوبى دانسته ونيروى انجام آن را در خويش مىيابد ؛ دو دليل بكار نبردنش اين است كه امر ونهى خدا جلوگير اوست ، وبا اين كه بكار بستن آن را در عرضهء خود ، وتوانايى خويش مىبيند آن را ترك مىكند ، ولى كسى كه در دين از هيچ گناهى روگردان نيست ، مكر وحيله را بكار مىگيرد » .

[ شرح ]

( 8737 - 8726 ) شرح خطبه : واژهء وفاء كه در كلام أمير المؤمنين ( ع ) آمده است ، ملكه‌اى است نفساني كه از پايبندى به پيمان وپابرجايى بر آن حاصل مىشود ؛ وصدق وراستى خصلتى است نفساني ، كه از برابرى سخن با واقع تحقّق پيدا مىكند . واين دو ، از صفات نيك وفضايلى هستند كه داخل در ويژگى عفّت وهمراه آن مىباشند . چون كلمهء توأم براي دو كودكى كه با يك شكم از مادر بدنيا مىآيند بكار مىرود حضرت وفاء را كه همراه با صدق ، تحت ملكهء عفّت قرار دارد به دو كودك همزاد تشبيه كرده ولفظ توأم را براي آن دو استعاره آورده است . وبدين سان فضيلت وفاء در مقابل صفت پست مكر وفريب وفضيلت صدق وراستى در برابر صفت زشت دروغگويى ، واين دو صفت رذل ، تحت پوشش گناهكارى توأم بوده وضد پاكى وعفت‌اند . سپس مىفرمايد من سپرى از وفاى توأم با راستى ، نگهدارنده‌تر نمىدانم . اين بيان حضرت كاملا واضح وروشن است ، زيرا وفادارى براي شخص در آخرت نگاهبان كاملى از عذاب خدا ، بلكه بزرگترين مانع كيفر اخروى است . وامّا در دنيا استتار كنندهء خوبى از زشت نامى وننگ است ، از آنچه نتيجهء بىوفايى مىدهد . مثل مكر ودروغ كه آلودگى نفساني است . وقتي كه بدانى هيچ چيز مانند وفا انسان را از بديها پناه نمىدهد خواهى دانست كه سپرى پناه دهنده‌تر از آن نيست . سخن در ستودن وفاء وبدگويى از
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 225 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم