حقيقت است ، كه هر دو گروه ، به دو نوع ناداني گرفتارند :
1 - به عواقب بد فريبكارى آگاه نيستند 2 - بين نيرنگ وزيركى فرق نمىگذارند .
ميان فريبكارى وزيركى اشتراك مفهومي برقرار است . توضيح مطلب اين است كه فريبكار ، براي رسيدن بمقصود نامشروع وچارهجويى در دستيابى به خواست خود ، به زرنگى وهوشيارى نيازمند است ؛ چنان كه شخص زيرك براي رسيدن بمقصود خيرخواهانه وجهات مصلحت به هوشيارى ، زرنگى ودرست انديشى احتياج دارد ؛ بنا بر اين هم شخص فريبكار وهم فرد زيرك ، به هوشيارى وزرنگى نيازمندند ، امّا فريب كار براي استنباط انديشهاى كه مبتنى بر حيله است تلاش مىكند هر چند ، با قوانين شريعت مخالف باشد ، ومصالح كلّى را در رابطه با مصلحت جزئي پايمال كند .
ولى مرد زيرك ودورانديش ، استنباط راه بهتر را براي نظام مبتنى به مصالح جهان وتوافق با قوانين شرع انجام مىدهد . چون فرق گذارى ميان اين دو معنى بسيار دقيق بوده است ، فريبكاران فريبكارىشان را ، بجاى زيركى قرار دادهاند . ونادانان آنها را چارهساز خوبى به حساب آوردهاند .
امام ( ع ) حيلهبازان را در انجام فريبكارى به خوب حيله كردن متّصف كردهاند ، زيرا آنان چنان فريبكارى را دقيق انجام مىدادند كه همگان آن را زيركى به حساب مىآوردند . حضرت بصراحت اين نوع فريبكارى را به عمرو عاص ومغيرة بن شعبه وأمثال آنها نسبت داده است . آنها فريبكارى مىكنند بىآنكه بدانند چارهجويى در امر فريبكارى ، آنها را به پستى رذالت وستمگرى مىكشاند ، وهيچ حسنى در حيلهاى كه منجر به سستى شود نيست .
( 8796 - 8764 )
قوله عليه السلام : ما لهم قاتلهم اللّه
در پايان خطبه حضرت كوفيان را نفرين كرده مىفرمايد : آنها را چه مىشود ؟ خداى بكشدشان . اين كلام حضرت