تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
( 8651 - 8648 )

منظور حضرت از « يبلّغ اللّه فيها الأجل » ،

بهنگام امارت أمير نيكوكار يا بدكار در همه حال اجل خداوندى فرا خواهد رسيد ، اين است كه فرا رسيدن اجل بدكاران را يادآورى كند تا از انجام دادن كارهاى زشت بر حذر باشند . در فراز بعدى سخن ، امام ( ع ) فايدهء وجودي أمير را توضيح داده مىفرمايند : ( 8669 - 8652 )

ويجمع به الفيء . . . القوى

بيت المال بوسيلهء أمير جمع‌آورى ، دشمنان سركوب وراهها أمن . . . مىشود . ضمير در تمام افعال به أمير بمعناى مطلق باز مىگردد ، زيرا تمام اين فوايد از بركت وجود أمير حاصل مىشود ، چه نيكوكار باشد ، چه بدكار ، تأييد اين ادّعا اين است : تمام مردم اتّفاق نظر داشتند كه خلفاى بنى اميّه به استثناى دو ، يا سه نفرشان از قبيل عثمان وعمر بن عبد العزيز فاجر بودند ، در عين حال بوسيلهء آنها بيت المال جمع‌آورى ، سرزمينها فتح واز مرزهاى اسلام پاسدارى وراهها امن شده بود . نيرومند را در برابر حقّ ضعيف ، بازخواست مىكردند ، وستمگرى آنها به انجام اين أمور ضررى نمىزد . ( 8676 - 8670 )

آخرين فراز كلام حضرت در اين گفتار كه « حتّى يستريح برّ ويستراح من فاجر »

نتيجة وجودي أمير نيكوكار وانجام‌پذيرى أمور فوق الذكر اين است ، كه افراد نيكوكار آسايش يابند واز تجاوز بدكاران در أمان باشند . نظر ديگرى در شرح بيان حضرت چنين داده شده است : جمع‌آورى بيت المال ، سركوبى دشمنان وامنيّت راهها ، همچنان بوجود أمير وفرمانده ، نيكوكار يا بدكار ، برقرار خواهد بود ، تا نيكوكار با مردن راحت شود ، ويا با مرگ ويا بركنارى أمير بدكار آسايش يابد . معناى روايت دوّم بسيار روشن است ونيازى به توضيح ندارد .