تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
مرج در ميان مردم شود بهتر است ، بدين سبب كه اصلاح پاره‌اى از أمور به وجود وى بستگى دارد ، هر چند از جهت اين كه ستمگر است خيرى در أو نباشد ، چنان كه رسول خدا ( ص ) فرمود ، « در هيچ كدام خيرى نيست » ؛ ولى وجود وهيبت فرمانده ، در ميان مردم ، از گسترش فتنه وآشوب جلوگيرى مىكند ، پس اندك خيرى به وجود أو حاصل مىشود ، كه در صورت نبودش ، آن خير وجود نخواهد داشت . بنا بر اين وجود أميري در جامعه لازم است . وهمين است شرح فرمودهء امام ( ع ) كه براي مردم ناگزير بايد فرماندهى « نيكوكار يا بدكار » وجود داشته باشد . ( 8646 - 8639 )

امّا فرموده آن حضرت : « يعمل في امرته المؤمن ويستمتع فيها الكافر »

مؤمن در سايهء فرماندهى به اجر اخروى خود مىرسد وكافر نيز بهرهء دنيايى خود را مىبرد » ؛ چون ضمير در « امرته » به أمير باز مىگردد ، محتمل است كه منظور از أمير ، أمير نيكوكار ، يا أمير بدكار باشد ، اين كه فرموده‌اند : مؤمن بمقصود نيكوى خود دست مىيابد ، دليل است كه بايد أمير ، أمير نيكوكار باشد ، واين كه فرموده‌اند كافر بهرهء دنيوي خود را مىبرد دليل است كه أمير بدكار باشد . اگر ضمير چنان كه گفتيم به أمير برگردد وأمير را در هر دو عبارت به معناى مناسبش بگيريم از آنچه بعضي از شارحان عمل كرده وضمير « امرته » را به فاجر برگردانده‌اند بهتر است ؛ زيرا اگر منظور ، أمير فاجر باشد . احتمال اين كه مؤمن در حكومت وى بهرهء اخروى خود را ببرد نيست . با اين كه منظور حضرت اين است كه شخص مؤمن ، در امارت وفرماندهى أمير نيكوكار موافق فرامين ونواهى پروردگار عمل مىكند ، چه اين كه توان انجام كارهاى نيك در زمان أمير نيكوكار ميسور است . ومقصود شخص كافر نيز ، در زمان فرماندهى أمير فاجر وبدكار حاصل مىشود ، زيرا كافر در خوشيهاى دنيويى كه مخالف فرامين خداست غرق مىشود ، واين حالت براي كافر هنگامى كه امكان مخالفت با دين باشد ممكن است .