تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
سرشت آدميان چنين است كه آنچه مىخواهند بهر شيوه‌اى بدست آرند ، وهر كسى را به بهانهء دشمنى سركوب كنند . انسانها از اين ماجراجويى جز بوسيلة باز دارنده‌اى قوى ومانعى بزرگ دست بردار نيستند . در اين زمينه شاعر زبردست عرب « متنبّى » چه زيبا وبا صراحت حقيقت را بيان داشته است .
لا يسلم الشّرف الرفيع من الأذى * حتى يراق على جوانبه الدّم « 1 » والظلم من شيم النفوس فان * تجد ذاعفه فلعلّه لا يظلم
خلاصهء بيت دوّم اين است كه وارستگى دليل مىخواهد ، وگرنه ستمگرى مطابق سرشت انساني است ونياز بدليل ندارد . با تحقيق وكنكاش در مىيابيم ، ادلّه‌اى كه انسان را از ستمگرى باز مىدارند چهار چيزند بگونهء ذيل : 1 - عقل سركوب دهنده 2 - ديانت مانع شونده 3 - ناتوانى باز دارنده 4 - سلطان جلوگيرنده ، فرمانده غلبه دارنده از ديگر موانع ظلم سودمندتر است ، چه اين كه عقل وديانت ، در بسيارى از موارد در برابر خواسته‌هاى نفساني شكست مىخورند . بنا بر اين ترس از سلطان بزرگترين مانع ظلم خواهد بود وبراي جامعه سودآورتر ، هر چند آن أمير فرمانده بدى هم باشد . از رسول خدا ( ص ) روايت شده است كه خداوند اين دين را با افرادى كه در آخرت بهره‌اى ندارند تأييد خواهد كرد . ودر روايت ديگر فرموده‌اند : « خداوند اين دين را بوسيلة گروهى فاسق تأييد مىكند . » در حديثي ديگر فرموده‌اند : « پيشواى ستمگر در مقايسه با آشوب وفتنه از آن دو بهتر است ، با اين كه در هيچ كدام خيرى نيست ، البتّه بعضي شرور ، از جهتي خيرند . » توضيح آن كه پيشواى ستمگر بودنش از نبودنش كه موجب فتنه وهرج و
هامش
( 1 ) شخص داراى شرف ومقام بلند از اذيت در أمان نمىماند مگر آن كه در اطرافش خون براه افتد . ستمگرى از سرشت آدميان است اگر پاكدامنى را ديديد حتما به دليلي ستم نمىكند .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 221 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم