چون در اشراف بر أمور ، انسان ، به نوعي كنجكاوى ، توجّه عميق ، ودقّت نظر ، در شناخت أمور ، وآزمودن آنها نيازمند است ، ناگزير بايد ، فكرى بلند را كه بدان وسيله حقيقت أمور شناخته مىشود ، به كار انداخت وديدهء انديشه را در رسيدن به أمور عقلانى به كار گرفت ، وقوه خيال را براي جستجوى منابع احساسات به كار بست .
بنا بر اين واژهء « تطّلع » را به عنوان استعاره از مراحل تحقيق به كار گرفته وبه كناية آوردهاند . يعنى شناخت من از أمور به هنگام كوتاهى ديگران ، در شناخت كارها وانجام وظايف آنان بوده است .
لفظ تقبّع كه در لغت به معناى سر در زير دو دست مخفى كردن به كار رفته ، در عبارت حضرت به طور استعاره از كوتاهى فكر وعدم توجّه به أمور آمده ، كه دقيقا معناى ضدّ « تطّلع » را دارد ، بدين توضيح كه « تطّلع » كشش فكرى وبكار افتادن ذهن در شناخت أمور است ، و « تقبّع » كوتاهى انديشه وناتوانى آن از شناخت أمور .
( 8321 - 8316 )
قوله عليه السلام : ومضيت بنور اللّه حين وقفوا
عبارت امام ( ع ) كه فرمودهاند : با نور خداوند راه خود را به هنگامى كه ديگران ، متوقف بودند ، پيمودم اشاره به فضيلت ودانش آن جناب دارد . يعنى من راه حق را مطابق با دانش كه همان نورانيّت خداوند باشد ، كه دارندهء آن هرگز به گمراهى نمىافتد پيمودم . واين موقعى بود كه ديگران ، سرگردان ، مردّد وناآگاه به هدف وچگونگى راهپيمايى به سوى آن بودند .
حضرت اين فضايل را براي خود اثبات وهر فضيلت را كه براي خود آورده ، يك رذيلهء اخلاقى را براي اين مدّعيان دين وديانت ذكر كرده ، تا برترى خود را نسبت به آنها بيان كند .
( 8328 - 8322 )
قوله عليه السلام : وكنت أخفضهم صوتا وأعلاهم فوتا « 2 »
هامش
( 2 ) در شرح خطبه كلمه « فوتا » صوتا بكار رفته است فوت به معناى سبقت آمده است . - م