تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
مرتبه با دو لفظ « حيدى ، حياد » صادر شده است . ( اعاليل ) : جمع اعلال ، وآن جمع علّه به معناى تعلّل ورزيدن ، به كارى اقدام نكردن به دليل بيمارى يا مانع ديگر است . ( أضاليل ) : جمع اضلال وآن جمع علّه است ضلّه اسمى است برگرفته از ضلال به معناى باطل وگمراهى . ( مطول ) : زياد امروز وفردا كردن وعده‌هاى زياد براي پرداخت دين ، دادن ووفا نكردن به وعده . ( جدّ ) : اجتهاد وكوشش ، تلاش . ( أخيب ) : نااميدى ( افوق ) : تيرى كه قسمت بالاى آن شكسته باشد . ( ناضل ) : تيرى كه به هدف نرسد .

[ ترجمه ]

« اى مردمى كه بدنهايتان مجتمع وانديشه‌هايتان پراكنده است ! سخن شما در اغراق گويى ولاف وگزاف سنگهاى سخت را نرم مىكند امّا عملتان دشمنان را به طمع حمله مىاندازد ! به هنگام گرد آمدن در مجالس در بارهء جنگ چنين وچنان مىگوييد . امّا وقتي كه جنگ واقعي آغاز مىشود ، از پيكار فرار مىكنيد و « اى جنگ از ما دور شو » را بر زبان مىرانيد . بزرگوارى وپيروزى نيافت آن كه شما را به جنگ فرا خواند ، آسايش نديد قلب آن كه به شما دل خوش كرد . دلايل شما براي پيكار نكردن با دشمن ، گمراهى است ، مانند بدهكارى كه براي اداى دين خود امروز وفردا مىكند . شما نيز به دلايل بيهوده وواهى ، امروز وفردا مىكنيد واز رفتن به جنگ سر باز مىزنيد . شخص خوار وذليل نمىتواند از ستمى كه بر أو رفته است ، جلوگيرى كند ، حق جز با كوشش به دست نمىآيد . شما بعد از آن كه سرزمين خود را از دست داديد از كدام سرزمينى دفاع مىكنيد ؟ وپس از من در ركاب كدام امام مىجنگيد ؟ . بخدا سوگند ، فريب خورده كسى است كه فريب شما را بخورد ! آن كه بخواهد به وسيلهء شما رستگار شود ، اميد بيجا داشته است ، چنان است كه در بازى قمار ، با تير بدون سهم ونصيب پيروز شود ! كسى كه در مقابل دشمن به شما دلگرم