فحينئذ . . . ( لا يجوز اى لا يمكن ) براى ما امكان ندارد كه از سخنان شخص مذكور قطع و يقين به مرادش حاصل نمائيم و حتى ظن و گمان بمراد از كلام متكلم كذائى حاصل نمىشود .
( و القرآن من هذا القبيل . . . ) قرآن مجيد از همين قبيل است چه آنكه قرآن كريم بر اصطلاح خاصّى نازل شده ( البته نمىگوئيم كه قرآن مجيد طبق وضع جديد نازل شده به اين معنا كه در قرآن الفاظ عربى بر معناى عربى استعمال نشده است .
بل اقول انه تعالى كثيرا ما اراد معنى غير الظاهر
( غالبا معناى خلاف ظاهر را اراده فرموده است ) اعم من ان يكون ذلك فيه بعنوان الوضع الجديد او بعنوان المجازيّة . . . اين اراده خلاف ظاهر يا بخاطر آنست كه الفاظ و كلمات قرآنى وضع جديد غير از وضع الفاظ عند اهل لسان العرب ، دارند و يا بخاطر آنست كه از لفظ ، معناى مجازى آن اراده شده است كه اهل لسان عرب ، آشنائى به آن معناى مجازى ندارند .
و مع ذلك . . . علاوه بر ما ذكر در كتاب عزيز كلمات و الفاظى وجود دارد كه مراد و مقصود از آنها اصلا معلوم نمىباشد . مانند مقطعات اوائل سورهها .
« الم » *
و
« يس »
و
« طسم » *
و غير ذلك كه شايد كنايه و رمزى باشد كه تنها رسول اكرم ( ص ) و ائمه معصومين ( ع ) مىدانند همانطورىكه ميان عاشق و معشوق رمزى است كه از نظر ديگران مخفى مىباشد .
علىاىحال از لابلاى سخنان مرحوم سيد صدر چهار تا دليل بر عدم جواز عمل به ظاهر كتاب اللّه ، استفاده مىشود .
دليل اول : انّ المتشابه كما يكون فى اصل اللغة كذلك . . . كه توضيح داده شد .
دليل دوّم : قال سبحانه : و
فِيهِ آياتٌ . . .
ما حصل آن اين است كه خداوند در سوره آل عمران آيه 6 فرموده است كه بعضى از آيات قرآن متشابه مىباشد و پيروى از آن ممنوع خواهد بود درحالىكه