تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
دلالت « مطابقى » دلالت دالّ است بر خود مدلول و دلالت « التزامى » دلالت دالّ است بر لازم مدلول و از آنجا كه اين تلازم گاه ميان مدلول تصوّرى و لازم آن و گاه ميان مدلول تصديقى و لازم آن است ، دلالت از اين ناحيه به چهار قسمت تقسيم مىشود : 1 ) دلالت تصوّرى مطابقى ؛ 2 ) دلالت تصوّرى التزامى ؛ 3 ) دلالت تصديقى مطابقى ؛ 4 ) دلالت تصديقى التزامى . براى مثال : دلالت لفظ « معلم » بر معلّم دلالت تصوّرى مطابقى است و دلالتش بر كلاس دلالت تصوّرى التزامى است . دلالت جملهء « معلّم مريض است » . بر « بيمارى معلّم » دلالت تصديقى مطابقى است و دلالت آن بر « تعطيلىدرس » دلالت تصديقى التزامى است . در اينجا تذكّر اين نكته به‌جاست كه همان‌گونه كه دلالت تصوّرى به دلالت‌تصوّرى به حمل اوّلى و دلالت تصوّرى به حمل شايع تقسيم مىشود ؛ دلالت تصديقى نيز به حمل‌اوّلى و حمل‌شايع قابل تقسيم است . دلالت‌تصديقى جملهء « معلّم مريض است » بر اينكه متكلّم ارادهء اخبار به اين قضيه نموده است دلالت‌تصديقى به حمل‌اوّلى است و دلالت‌تصديقى اين جمله بر مريض بودن معلّم در عالم‌خارج ، دلالت تصديقى به‌حمل شايع است . * دلالت ذاتى و وضعى : تقسيم بندى چهارم دلالت ، تقسيم دلالت است به : « دلالت‌ذاتى » و « دلالت‌وضعى » و تقسيم هريك از آنها به « دلالت‌لفظى » و « غيرلفظى » كه در مجموع چهار قسم‌اصلى مىشوند : 1 ) دلالت ذاتى لفظى ؛ 2 ) دلالت ذاتى غير لفظى ؛ 3 ) دلالت وضعى لفظى ؛ 4 ) دلالت وضعى غير لفظى . توضيح اينكه : پس از پيدايش زندگىاجتماعى ، انسان - جهت تفهيم مقاصد به هم‌نوع خويش و بالعكس - نياز به « دلالت » داشت و رابطهء دلالت‌ذاتى كه به‌وسيله آن مىتوانست با ارائه اجسام يا صور آنها ، مقصود خود را به مخاطب خويش برساند ؛ رابطه‌اى بسيار محدود بود كه نمىتوانست نياز بشر را جهت تفهيم و تفاهم پوشش بدهد ، لذا بشر در