تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
در اينجا لازم است به اين نكته توجّه كنيم كه منظور از دلالت‌ذاتى : دلالتى است كه از رابطهء ذاتى غيرمبتنى بر وضع ميان دال و مدلول نشأت مىگيرد كه عمده‌ترين آن دلالتى است كه بر مبناى روابط ذاتى كلّى - نه روابط ذاتى شخصى - ميان دال و مدلول استوار است روابط ذاتى كلّى عمدتاً دلالتى است كه بر مبناى رابطهءعقلى ميان دالّ و مدلول استوار است ( نظير رابطهء علّت و معلول ) بنابراين ، مىتوان از اين نوع دلالت ، به « دلالت عقلى » نيز تعبير كرد . تبيين انواع دلالت‌عقلى و نيز قواعد آن ، در فصل مربوط به دلالت‌عقلى خواهد آمد و از آنجا كه عمدهء تفهيم و تفاهم بر محور دلالت‌وضعى مىگردد و با توجه به گستردگى و كثرت قواعد مربوط به اين دلالت ، بحث دربارهء دلالت‌وضعى را مقدّم مىداريم و به‌همين دليل ، در دلالت‌وضعى نيز بحث پيرامون دلالت‌وضعىلفظى را بر دلالت وضعى غير لفظى مقدّم مىداريم .

مقدمهء چهارم : اركان دلالت وضعى لفظى

دلالت وضعى لفظى دو ركن دارد : 1 ) وضع : كه بنا به توضيحاتى كه در آينده خواهد آمد بنياد دلالت‌وضعى را تشكيل مىدهد ؛ 2 ) استعمال : يعنى به‌كارگيرى دال در دلالت بر معناى مدلول . ركن اوّل : كار واضع است و ركن‌دوم : كار متكلّم است . قواعد عقلايى دلالت‌لفظى بر دو دسته‌اند : دسته‌اى از اين قواعد از ركن اولِ دلالت ( وضع ) نشأت گرفته و دسته‌اى ديگر از ركن دومِ دلالت ( استعمال ) نشأت گرفته‌اند . از سوى ديگر ، قواعد دلالت بر دو قسم اند : قواعد خاصهء دلالت لفظى كه مربوط به الفاظ خاصى است ، و قواعد عامهء دلالت كه به الفاظ خاصى ارتباط ندارند . بدين جهت ، مباحث دلالت لفظى را در دو بخش كلّى مورد بحث قرار خواهيم داد : 1 ) قواعد عامهء دلالت لفظى ؛ 2 ) قواعدهء خاصهء دلالت لفظى . و قواعد عامهء دلالت لفظى را در دو قسمت مورد بررسى قرار خواهيم داد : 1 ) قواعد عامهء دلالت لفظى ناشى از وضع ؛ 2 ) قواعدهء عامهء دلالت لفظى ناشى از استعمال .
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 97 | الشيخ محسن الأراكي