تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
لحاظ قيد وجودى يا عدمى . بنا بر اين ، اطلاق چيزى جز عدم لحاظ قيد نيست ، و تقييد نيز چيزى به جز لحاظ القيد - وجوداً وعدماً - نيست . بنابر اين ، نسبت بين آنها در عالم ثبوت ، نسبت تناقض است . امّا در عالم اثبات : نظر به اينكه قيودى وجود دارند كه نمىتوان در مقام اثبات وجود يا عدم آنها را در طبيعت لحاظ كرد . بنابر اين ، مجرّد عدم تقييد طبيعت در اين‌گونه موارد ، كاشف از عدم ارادهء تقييد نيست . بنابر اين ، عدم تقييد در مقام اثبات در آنجا كاشف از عدم ارادهء اطلاق است كه امكان تقييد در عالم اثبات وجود داشته باشد . پس اطلاق - اثباتاً - عبارت است از عدم لحاظ القيد فيما يمكن فيه التقييد ، و تقييد عبارت است از لحاظ القيد فى ما يمكن فيه التقييد . و در نتيجه : نسبت بين اطلاق و تقييد به لحاظ عالم اثبات ، نسبت عدم و ملكه است « 1 » . ما با استاد شهيد موافقيم ، و حق هم همين است كه معظم‌له اختيار فرموده‌اند . بنابر اين ، نسبت بين اطلاق و تقييد ثبوتاً : نسبت سلب و ايجاب يا تناقض است ؛ لكن اثباتاً : نسبت عدم و ملكه است . تفصيل استدلال بر اين مبنا و اثبات بطلان نظريات ديگر را در آينده ضمن مبحث مربوط به مفاد اسم جنس مورد بحث و گفت‌وگو قرار خواهيم داد .
هامش
( 1 ) . بحوث فى علم الأصول 410 : 3 . .