* مطلب هفتم : نسبت بين اطلاق و تقييد :
سؤال ديگر اينكه : نسبت بين اطلاق و تقييد چيست ؟
در نسبت بين اطلاق و تقييد چند نظر وجود دارد :
1 ) نظريهء شيخ انصارى ( قدس سره ) : كه نسبت بين اطلاق و تقييد را نسبت تناقض مىدانند مطلقاً ( يعنى : به لحاظ عالم ثبوت و اثبات ) . بنابر اين ، « اطلاق » يعنى : ماهيت مرسله ؛ به معناى عدم لحاظ قيد وجودى يا عدمى همراه آن « 1 » ، و « تقييد » يعنى : ماهيت مع لحاظ القيد . و به همين دليل ، ماهيت مطلقه با هر قيدى قابل اجتماع است و موجب مجاز در لفظ نمىشود . نتيجهء اين مبنا اين است كه : در موارد امتناع تقييد ، اطلاق ضرورى است ؛
2 ) نظريهء محقّق نائينى و سلطان العلماء ( قدس سره ) : كه قائلاند به اينكه نسبت بين اطلاق و تقييد نسبت عدم و ملكه است مطلقاً ( اثباتاً و ثبوتاً ) « 2 » ؛ زيرا اطلاق عبارت است از عدم قيد در محل قابل تقييد . بنابر اين ، در موارد عدم امكان تقييد اطلاق نيز ممكن نخواهد بود ؛
3 ) نظريهء محقق خوئى ( قدس سره ) : كه قائل است به اينكه نسبت بين اطلاق و تقييد اثباتاً عدم و ملكه است ، و ثبوتاً تضاد است ؛ زيرا در عالم ثبوت ، اطلاق عبارت است از لحاظ ماهيت همراه با لحاظ عدم قيد ، و تقييد عبارت است از لحاظ ماهيت همراه با لحاظ وجود قيد . بنابر اين ، خصوصيت اطلاقى و خصوصيت تقييدى هر دو متقوّم به لحاظاند ؛ لذا هر دو وجودىاند ، پس نسبت ميان آن دو نسبت تضاد است . امّا در عالم اثبات ، تقييد عبارت است از لفظ دال بر تقييد طبيعت ممكنةالتقييد ، يا به عبارتى : تقييد ، عبارت است از ذكر قيد در آنجا كه قابليت تقييد وجود دارد . بنا بر اين ، اطلاق ، عبارت است از عدم تقييد در محل قابل تقييد . و بين آنها - همانگونه كه روشن است - نسبت عدم و ملكه برقرار است « 3 » ؛
4 ) نظريهء استاد محقّق شهيد صدر ( قدس سره ) : كه معتقد است نسبت بين اطلاق و تقييد در عالم ثبوت ، نسبت تناقض است امّا در عالم اثبات نسبت عدم و ملكه ؛ زيرا در عالم ثبوت ، تقييد عبارت است از ماهيت همراه با لحاظ قيد وجودى يا عدمى و اطلاق عبارت است از ماهيت بدون
هامش
( 1 ) . مطارح الأنظار 250 : 2 .
( 2 ) . فوائد الاصول 565 : 1 .
( 3 ) . المحاضرات 173 : 1 . .