* مطلب هشتم : تقييدپذيرى معانى نسب و هيئات :
سؤال ششم : آيا معانى نسبت و هيئات قابل تقييدند ؟
اين بحث را در مبحث مربوط به معانى نسبت و هيئات به تفصيل متعرّض خواهيم شد . در اينجا تنها به چند نكته اشاره مىكنيم :
1 ) مقتضاى حكايت معانى نسبيه از خارج اين است كه چون معانى نسبى ؛ نظير : وجوب كه مدلول هيئت « افعل » است ، يا نسبت ظرفيت مكان معينى نسبت به شئ معينّى ؛ نظير ظرفيت « دار » نسبت به « زيد » كه مدلول « فى » است ، در خارج به تبع طرفين يا اطراف خود تعدد و تكثر پذير است . بنابر اين ، صورت ذهنى حاكى از آن معناى نسبى نيز به تبع محكى عنه ، بايد تعدّد و تكثّر پذير باشد و گرنه حكايت متحقّق نمىشود ؛ در حالى كه حكايت معانى نسبيه از نسبتهاى خارجى امرى است وجدانى و غير قابل انكار . علىهذا ، نظر به امكان كثرت و تعدّد صور حاكيه از معانى نسبى امكان اطلاق و تقييد در معانى نسبيه وجود دارد ؛
2 ) معانى حرفيه همچون معانى اسميه به وجود صورى حاكى از وجود واقعى نسبى ، در ذهن حضور پيدا مىكنند و ربطى كه در ذهن بين تصوّر طرفين ايجاد مىشود ربطى است تبعى و به تبع ارتباطى است كه در خارج بين واقع طرفين وجود دارد . و به همين جهت است كه تعدد و تكثر معانى نسبى در عالم خارج ، تعدد و تكثر صورت معناى نسبى را در عالم ذهن به دنبال خواهد داشت ؛
3 ) بنابر آنچه در گذشته گفتيم : وضع حروف از قبيل « وضع عام ، موضوعله خاص » نيست ؛ بلكه - اساساً - اختلاف وضع و موضوعله در عموم و خصوص متصوّر نيست ، همانگونه كه در گذشته توضيح داديم . بنابر اين ، از آنجا كه مصاديق خارجيهء هر معناى حرفى متكثرند ، لازمهء اين تكثر ، تكثر بالتبع معناى حرفى است ؛ زيرا صورت معناى حرفى حاكى بالذات است از واقع معناى حرفى ، و با تكثر واقع معناى حرفى صورت ذهنيه نيز چون حاكى از آن واقع است تكثر پذير خواهد بود .
تفصيل اين مباحث در محل خود خواهد آمد .