تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
اصل ظهور كلام در قصد تفهيم مختل مىشود . در حالى كه ظهور حال فاعل مختار مريد در ارادهء فعل مشروط به هيچ شرطى نيست . بنا بر آنچه گفتيم معلوم شد : * نفى ظهور كلام در دلالت بر مدلول تصديقى دوم گاه ناشى از انتفاى ظهور حال در خطاب يا وجود قرينه بر نفى قصد خطاب است ، و گاه به سبب اجمال ناشى از اقتران كلام به متّصل محتمل القرينيه بر نفى قصد خطاب است . * اجمال در مدلول تصديقى دوم بر دو گونه است : اجمال در قصد خطاب ، و اجمال در مقصود به خطاب . اجمال در قصد خطاب آنجاست كه ظهور كلام در اصل قصد خطاب مختل مىشود و در صورت تحقّق اين نوع از اجمال راهى براى رفع آن وجود ندارد . و اجمال در مقصود به خطاب آنجاست كه ظهور كلام در مقصود بودن مخاطب معين مختل شود . نظير آنجا كه خطاب متوجه كسى است لكن احتمال مىرود شخص ديگرى مقصود بوده و خطاب از نوع « إيّاكَ أعني ، واسمَعِي يا جارة » باشد ، كه اين نوع اجمال به سبب اقتران كلام با محتمل القرينيه بر عدم قصد خطاب به مخاطب معين به وجود مىآيد و در اينجا نيز قاعده يا اصل عقلائى عامى كه رفع اين اجمال كند وجود ندارد . * نوع سوم : اجمال در مدلول تصديقى سوم : اختلال در مدلول تصديقى سوم بر دو گونهء اصلى است كه به تبع آن اجمال در مدلول تصديقى سوم نيز به همان دو گونهء اصلى قابل تقسيم است : 1 ) اختلال در مدلول تصديقى به معناى « انتفاى مدلول تصديقى سوّم » : نظير آنجا كه گوينده‌اى سخنى را از روى هزل محض و فقدان كامل ارادهء جدّى به مدلول تصوّرى و استعمالى كلام انشا كند . در موارد نسب اخبارى اين نوع اختلال - اختلال هزلى - در جايى تحقّق مىپذيرد كه انشا كننده نسبت اخبارى نظير « جاءَ زيدٌ » در واقع هيچ‌گونه قصد اخبار نداشته باشد و مثلًا مقصود او از انشاى اين نسبت اخبارى ، صرفاً دفع خطر يا جلب نفعى خاص - نظير موارد تقيه - يا مثلًا سنجش بازتاب شنونده در برابر شنيدن اين جملهء خبرى باشد . در موارد نسب انشايى نيز اين نوع اختلال در جايى است كه مثلًا انشا كنندهء امر نظير « اسقِنِى ماءاً » حقيقتاً آب را نخواسته باشد ( يعنى : قصد انشاى نسبت طلبيه به سقى ماء نداشته باشد ) ، و از انشاى اين نسبت طلبيه ، قصد ديگرى - نظير : تقيه ، يا امتحان انقياد مأمور ، و امثال آن - داشته باشد . بنا براين ، تقيه و نيز قضايا و اوامر امتحانيه از مصاديق اين نوع اختلال در مدلول تصديقى به شمار مىآيند ؛ 2 ) اختلال در مدلول تصديقى سوم به معناى « عدم انطباق مدلول تصديقى با مدلول تصوّرى كلام » كه در عرف عقلا : - چنانچه اشاره شد - همواره مطابق با مراد استعمالى يا مدلول