تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
اين نوع اجمال ، با ظهور رفتار عاقلانه در ارادى بودن آن منافات دارد ، و لهذا در رفتار عقلا به اين نوع احتمال اعتنا نمىشود . بنا بر اين ، ظاهر حال رفتارى فرد عاقل و مريد بالقوّه وجود اراده‌اى است كه رفتار گفتارى از آن نشأت مىگيرد و مبناى دلالت تصديقى اول نيز همين است . از آنچه گفتيم ضمناً معلوم شد : * در موارد اجبار و اكراه آنچه مختل مىشود مدلول تصديقى اول كلام است ؛ زيرا فقدان آزادى اراده به معناى فقدان ارادهء استعمالى مورد بحث است ؛ چون مقصود از اراده استعمالى اراده آزاد است . * اجمال در مدلول تصديقى اول در كلام عقلا راه ندارد ؛ مگر آنكه امارهء عقلائى يا دليل قطعى بر فقدان ارادهء استعمالى وجود داشته باشد ؛ زيرا در آنجا كه امارهء عقلائى يا دليل قطعى بر فقدان ارادهء استعمالى در كار نباشد ، بر اساس قرينهء عام ( يعنى : همان قاعدهء عقلائى فوق‌الذكر ) به احتمال عدم اراده استعمالى اعتنا نمىشود و بنا بر تحقّق مدلول تصديقى اول كلام گذاشته مىشود . * نوع دوم : اجمال در مدلول تصديقى دوم : اجمال در مدلول تصديقى دوم ، در آنجاست كه متكلّم در مقام خطاب كلامى را انشا كند ؛ لكن احتمال رود كه به طور كلى قصد خطاب نداشته يا آنكه قصد خطاب به مخاطب معين را نداشته است . اين اجمال بر دو نوع است : 1 ) اجمال در قصد خطاب : يعنى اجمال ناشى از عدم احراز حال خطاب به سبب فقدان ظهور حال در خطاب مثل جايى كه شخصى در حين انشاى كلام تنها باشد و ظاهر حال نشان از قصد خطاب نداشته است . در اين صورت ظهور حال در خطاب مختل است و قاعده يا اصلى كه بتوان با آن حال خطاب را اثبات كرد در كار نيست بنابراين اجمال مستحكم خواهد شد . 2 ) اجمال در مقصود به خطاب يعنى اجمال در تعيين مخاطب پس از احراز اصل ظهور حال درخطاب . اين اجمال در موارد فقدان قرينه بر عدم قصد خطاب به مخاطب معين معلوم با ظهور حال در خطاب منافات دارد ؛ زيرا ظاهر حال متكلّم در موارد توجيه خطاب گفتارى به مخاطبى معين قصد تفهيم اوست . بنابراين ، به مقتضاى قاعدهء عقلائى تطابق اثبات و ثبوت در موارد توجيه خطاب به مخاطبى معين به احتمال عدم قصد تفهيم او اعتنا نمىشود ، و بنابراين گذاشته مىشود كه گوينده ، قصد تفهيم كسى را كه مورد خطاب قرار گرفته داشته است .
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 414 | الشيخ محسن الأراكي