اجمال در مدلول تصوّرى نوع دوّم - بر فرض تحقّق - ناشى از اختلال در قرينه صارفه است . اختلال در قرينهء صارفه مىتواند به يكى از دو گونه باشد :
* گونهء اول : اختلال به معناى مشكوك القرينه بودن : در اين فرض حالتى يا لفظى وجود دارد كه صلاحيت قرينيت دارد ؛ لكن قرينيت آن معلوم نيست . اين ، همان فرضى است كه از آن به « احتمال قرينية الموجود » تعبير مىشود . اين فرض در مدلول تصوّرى اختلالى ايجاد نمىكند ؛ زيرا با صرف احتمال قرينية الموجود مدلول تصوّرى اوّل لفظ مختل نمىشود . بنابر اين ، احتمال قرينية الموجود به ظهور تصوّرى لفظ صدمه نمىرساند ، و اين نوع اختلال موجب ايجاد اجمال در مدلول تصوّرى نيست .
* گونهء دوم : اختلال به معناى تردّد قرينه ، در تعيين معناى مجازى بين دو معنا يا بيشتر .
در گذشته ، در مبحث مجاز به اين نكته اشاره كرديم كه قرينه دو كار را بر عهده دارد :
1 ) صرف قوّهء حكايت استقلالى لفظ از معناى حقيقى و تبديل آن به حكايت آلى ؛
2 ) بهكارگيرى قوّهء حكايت لفظ از معناى حقيقى ، در جهت حكايت استقلالى از معناى مجازى .
در آنجا كه در معناى حقيقى بيش از يك قوّهء حكايت از معناى ديگر ( مجازى ) باشد ؛ گاه قرينه با هر دو معناى مجازى سازگار است ، يعنى قوّهء حكايت معناى حقيقى را در جهت معناى معينى از آن دو معنا روانه نمىكند . در اين صورت ، قرينه در كاركرد دوم خود - كه بهكارگيرى قوّهء حكايت لفظ از معناى حقيقى در جهت حكايت استقلالى از معناى مجازى است - دچار اختلال شده و از عهدهء تعيين آن معناى مجازى كه بايد لفظ از آن حكايت استقلالى كند بر نمىآيد .
اين نوع اختلال در عملكرد قرينه صارفه است كه موجب نوع دوّم اجمال در مدلول تصوّرى مىشود . و از آنجا كه اجمال به معناى تردّد صرف بين دو معنا در مدلول تصوّرى معقول نيست - زيرا به معناى تحقّق صورتى ذهنى مردّد بين الصورتين يا بين الصُّوَر است كه نوعى وجود مردّد است ، و وجود مردّد معقول نيست - ، لذا اجمال بين دو معنا يا بيشتر همواره به معناى تصور جامع ماهوى يا انتزاعى مردّد بين چند مصداق است .
علىهذا ، آنجا كه بين معانى متعددى كه لفظ مردّد بين آنهاست جامع مفهومى ماهوى باشد همان جامع مفهومى ماهوى به ذهن خواهد آمد و آنجا كه بين آن معانى متعدد جامع مفهومى ماهوى نباشد به طور قهرى صورت جامع انتزاعى در ذهن منعكس مىشود .
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 411
مساهمون: الشيخ محسن الأراكي
ص٤١١