است . حمل بهمعناى اسناد : حكم به اتحاد بين موضوع و محمول در مقام ارادهء استعمالى است و لذا مجاز و حقيقت پذير است . مجاز و حقيقت پذيرى حمل ، بهلحاظ انطباق مدلول تصورى اول يا دوم با مدلول تصديقى سوم يا مراد جدّى است « 1 » و صدق و كذبش به لحاظ انطباق و عدم انطباق ، با واقع است . عروض به اين معنا نيز در اينجا ، مراد نيست ؛
3 ) « حمل » به معناى « ثبوت شىءٍ لشيءٍ » در عالم تصديق و اذعان : كه مىتوان از آن ، به « حمل منطقى » تعبير كرد .
مراد از عروض در تعريف موضوع علم ، اين نوع حمل است .
در اين نوع حمل ، صدق و كذب جارى است ؛ لكن حقيقت و مجاز متصوّر نيست ؛ چون ، ميدان حقيقت و مجاز تطابق « مراد مدلول تصورى لفظ » با « مراد جدّى » است ؛ در حالىكه ملاك اين نوع حمل اساساً مراد جدّى است ؛ لذا تطابق مدلول تصورى لفظ با مراد جدّى در اينجا مورد ندارد ؛ لكن صدق و كذب مورد دارد ؛ زيرا مراد جدّى ، يا به تعبيرى ديگر ، اثبات شىءٍ لشىءٍ در عالم تصديق و اذعان ، مىتواند با واقع امر ، مطابق باشد كه در اينصورت صدق است و مىتواند با واقع امر ، مطابق نباشد كه در اينصورت كذب است . از همينجا ، معلوم مىشود كه صدق و كذب ، مىتواند صدق و كذب به لحاظ تطابق مراد استعمالى با مراد جدّى باشد ؛ كه قوله تعالى ، در سورهء منافقون : وَاللهُ يَشْهَدُ إِنَّ المُنافِقينَ لَكَاذِبُونَ « 2 » ، از اين قبيل است و مىتواند ، بهلحاظ تطابق مراد جدّى با واقع باشد ؛ كه قوله تعالى إِن يَقُولُونَ إِلَّا كَذِباً « 3 » ، از اين قبيل است .
2 . ذاتى :
مقصود از « ذاتى » در اينجا ، ذاتى باب برهان است - كه از ذاتى باب ايساغوجى ، اعمّ و اشمل است - و مراد : « ما يؤخَذُ مَوضُوعُهُ في حدِّهِ ، أو يؤخَذ هو في حَدِّ مَوضُوعِهِ » « 4 » ، است ؛ چنان كه الشيخالرئيس بوعلىسينا در « نجاة » ، تعريف كرده است . و در جايى ديگر ، در « نجاة » ، چنين تعريف كرده است كه : « ما يَعرُض لِلشَيءِ مِن دونِ أن يحتاجَ إلى أن يَعرُضَ لِشَيءٍ ، قَبلَهُ أو
هامش
( 1 ) . براى توضيح مدلول تصورى اول و دوم و نيز مداليل تصديقى سه گانه به بحث مربوط به اقسام دلالت و نيز مبحث حقيقت و مجاز مراجعه شود .
( 2 ) . سور منافقون : 1 .
( 3 ) . سور كهف : 5 .
( 4 ) . منطق النجاة ( فصل فى الحمل الذانى ) : 68 و نيز : التحصيل ( بهمنيار ) : 209 . .